۱۸تیر و سوالات بی‌پاسخ

تیر ۱۹, ۱۳۹۷ ساعت: ۰۰:۳۸ ق.ظ 811 بازدید بدون نظر
شخصیت دیگری که او هم می‌خواست از دانشجوها انتقام بگیرد، جناب سردار فرهاد نظری، رئیس پلیس تهران بود. ایشان تفاوت سنی زیادی با دانشجویان نداشتند و مثل آن‌ها دارای احساسات سیاسی بودند منتهی در قطب مخالف. شاید پرسش منطقی‌تر آن بود که آیا انتخاب یک جوان سرشار از احساسات سیاسی به عنوان فرماندهی پلیس یک شهر۱۰میلیونی انتخاب مناسبی بود؟

۱۸تیر و سوالات بی‌پاسخ
✍️صادق زیباکلام |۱۸تیر۱۳۹۷

🔹هیچ‌کس از نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها نپرسید که کدام تهدید یا خطر امنیتی بوجود آمده بوده که شما مجبور شدید که نیمه‌شب وارد کوی دانشگاه شده و به ضرب‌وشتم دانشجویان و خُردکردن وسائل شخصی آن‌ها بعلاوه تخریب در و پنجره بپردازند؟ البته نیازی به پرسیدن هم نبود. لباس شخصی‌ها (ازجمله جناب مسعود ده‌نمکی وحسین الله‌کرم) از حمایت دانشجویان از آقای خاتمی و برخی شعارهایشان علیه اقتدارگرایان (نام آن روز اصولگرایان) به خشم آمده ومی‌خواستند از آن‌ها انتقام بگیرند.

🔹شخصیت دیگری که او هم می‌خواست از دانشجوها انتقام بگیرد، جناب سردار فرهاد نظری، رئیس پلیس تهران بود. ایشان تفاوت سنی زیادی با دانشجویان نداشتند و مثل آن‌ها دارای احساسات سیاسی بودند منتهی در قطب مخالف. شاید پرسش منطقی‌تر آن بود که آیا انتخاب یک جوان سرشار از احساسات سیاسی به عنوان فرماندهی پلیس یک شهر۱۰میلیونی انتخاب مناسبی بود؟ در نخستین سالگرد ۱۸تیر سردار مرتضی طلائی، جانشین فرهاد نظری بود که به مراتب مسن‌تربودند، نخستین اقدامی که انجام داد جلوگیری از نزدیک‌شدن لباس شخصی‌ها به دانشگاه بود. بعلاوه دستور داد که احدی ازعوامل نیرو حق ندارند که وارد دانشگاه یا کوی شوند. برخلاف سردار نظری، سردار طلائی آن‌قدر سعه‌صدرداشت که به دانشجویان کشور نه به عنوان دشمن بلکه به چشم فرزندانی نگاه کند که خیلی عقاید سیاسی پدر را قبول ندارند.

🔹از فردای ۱۸تیر مسئولین طبق معمول رفتند به دنبال تئوری‌های توطئه. اصلاح‌طلبان آن را تلاش برای کودتا علیه اصلاحات خواندند و «اصولگرایان» هم به نوبه خود آن را تلاش مذبوحانه دیگری از سوی آمریکا به منظور ضربه‌زدن به انقلاب توصیف کردند. کمترین انتظار از آقای خاتمی آن بود که حداقل به ملاقات ده‌ها دانشجوی مصدوم کوی دانشگاه دربیمارستان‌ها می‌رفت؛ اما نرفت!

🔹جنبش دانشجویی که جدی‌ترین حامی اصلاحات به شمار می‌رفت از فردای ۱۸ تیر به تدریج از آن فاصله گرفت. بی‌عملی آقای خاتمی برای رهبران دفتر تحکیم وحدت و جنبش دانشجویی به مراتب دردناک‌تر از ضرب‌وشتم تندروها بود. آن‌ها قلع‌وقمع تندروها را می‌توانستند دست‌کم درک کنند، اما بی‌عملی و بی‌تفاوتی آقای خاتمی برایشان غیرقابل هضم بود. ۱۸تیر در حقیقت بدل شد به شروع شکافی عمیق میان اصلاحت و جنبش دانشجویی. شکافی که گذشت زمان اگر نگفته باشیم آن را عمیق‌تر نمود، دست‌کم ترمیمی هم نبخشید.

شما هم نظر خود را ارسال کنید