کوی دانشگاه، حداثه‌ای که برای عاملانش عبرت‌آموز نشد

تیر ۲۲, ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳:۳۹ ب.ظ 408 بازدید بدون نظر
آنچه که مسلم است و بعدها در بیانیه هیات تحقیق شورایعالی امنیت ملی هم آمده، این بوده که تجمع آن‌ شب(18تیر) تعدادی از دانشجویان، مسبوق به سابقه و مثل تجمعات قبلی سیاسی در کوی بوده است. در این بین، نیروی انتظامی هم منطقا باید با این تجمع، به مانند سابق و به صورت مسالمت جویانه روبرو می‌شده و البته، کلانتری یوسف‌آباد هم با توجه به تجربیات قبلی در ابتدا همین کار را کرده است.

کوی دانشگاه، حداثه‌ای که برای عاملانش عبرت‌آموز نشد

داود روشنی*

آنچه که مسلم است و بعدها در بیانیه هیات تحقیق شورایعالی امنیت ملی هم آمده، این بوده که تجمع آن‌ شب(۱۸تیر) تعدادی از دانشجویان، مسبوق به سابقه و مثل تجمعات قبلی سیاسی در کوی بوده است. در این بین، نیروی انتظامی هم منطقا باید با این تجمع، به مانند سابق و به صورت مسالمت جویانه روبرو می‌شده و البته، کلانتری یوسف‌آباد هم با توجه به تجربیات قبلی در ابتدا همین کار را کرده است.

پس از این اتفاق، تجمع فروکش کرده و دانشجویان در حال بازگشت به اتاق‌های‌شان بودند که به یک‌باره با ورود لباس شخصی‌ها در خیابان روبروی کوی دانشگاه و همچنین، ورود تیم دیگری از نیروی انتظامی به فرماندهی، فرهاد نظری، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، فضا متشنج شده و با تحریک دانشجویان ورق برمی‌گردد.

همان گونه که اشاره شد، در ابتدا با مداخله معمول کلانتری یوسف‌آباد و مذاکره و توصیه به دانشجویان، جهت پایان دادن به تجمع و اعتراض شبانه، اوضاع تا حدود زیادی به حال عادی برگشته بود، اما اینکه برخلاف روال تجمعات گذشته، نیروهای لباس شخصی و مقام ارشد فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ و همراهانش در محل حاضر شده و بنا به گزارش کمیته تحقیق، برخوردی غیرعادی و تحریک‌آمیز با دانشجویان می‌کنند، امری کاملا غیر عادی به نظر می‌رسد. این مهم می‌توانسته، نشانه‌ای از قصد برخورد قهری، کوبنده و غیر معمول با دانشجویان باشد که شائبه برنامه‌ریزی سیاسی خاص را به ذهن متبادر می‌کند.

تجمع دانشجویان، یک تجمع سیاسی و در اعتراض به توقیف روزنامه سلام بود. تجمع آن‌ شب دانشجویان به مانند ده‌ها تجمع سیاسی و قبلی دیگر آغاز شده و شعارهای سیاسی و در حمایت از روزنامه سلام و اعتراض به توقیف آن بوده است. با حضور و توصیه کلانتری یوسف‌آباد که آشنایی کاملی با این خصوصیت دانشجویان کوی دانشگاه داشت در حال حل و فصل بوده و حتی دانشجویان در پایان تجمع از نوع مواجهه نیروی انتظامی این کلانتری، تشکر کرده و اکثر دانشجویان هم به اتاق‌های خود برگشته بودند. اما با حضور افراد غیر بومی لباس شخصی و انتظامی و برخورد بعضا قهر آمیز آن‌ها با برخی دانشجویان و مدیرکل کوی دانشگاه، ورق به یکباره برگشت.

بدیهی آنکه، لباس شخصی‌ها با موضوع تجمع دانشجویان برخورد تند جناحی کرده و حضورشان در محل با توجه به اینکه ضابط ارگان‌های امنیتی و نظامی محسوب نمی‌شوند، کاملا برنامه ریزی شده و با مقاصد جناحی بوده است. اما اینکه، تجمع دانشجویان از پیش برنامه‌ریزی شده و به قصد ایجاد بحران بوده را به شخصه نمی‌پذیرم. چرا که تجمع آن‌شب در واقع، فرقی با تجمعات قبلی سیاسی و صنفی دانشجویان در کوی دانشگاه نداشته و اگر دخالت غیر متعارف نیروهای لباس شخصی و فرماندهان ارشد انتظامی نبود، تجمع، طبق روال قبل خاتمه می‌یافت.

در واقع دانشجویان کوی دانشگاه و کلانتری یوسف‌آباد به این گونه اعتراضات عادت داشتند و اگر دخالت‌های عمدی و غیر عادی اتفاق نمی افتاد، روال خاتمه و مدیریت آن را هم بلد بودند.

آقای زاکانی و دوستان‌شان در بسیج دانشجویی، در آغاز درگیری‌های آن‌ شب، حضور موثر نداشتند. البته، معدود افراد بسیج دانشجویی حاضر در محل هم حضور منفعلانه داشته و شاید نمی‌دانستند که در آن لحظه چه کار باید بکنند. بنده در شب درگیری، شواهدی ندارم که حضور زاکانی در محل را تایید کرده باشد. بیشترین حضور ایشان در شب‌های بعد از حمله به کوی بوده که در کنار برخی دانشجویان نگران, در مواردی تلاش می‌کردند که از شدت درگیری‌ها کاسته شود.

در کل به نظر می‌رسید که آقای زاکانی و دوستانشان در بسیج دانشجویی در تمام روزهای پرالتهاب، یک حس سمپاتی و همزاد پنداری دوگانه و متضاد با هر دو طرف درگیر ماجرا داشتند و نمی‌توانستند که جانب یک طرف را بگیرند. بنابراین، تلاش ایشان و دوستان‌شان برای کاهش درگیری‌ها در مواردی موثر بوده، اما رافع مشکلات نبود. به عنوان نمونه، حضور لباس شخصی‌ها در صحنه، باعث تحریک دانشجویان و تشدید درگیری‌ها می‌شد، اما به شخصه ندیدم که دوستان بسیج دانشجویی به صورت جدی، خواستار ترک محل توسط لباس شخصی‌ها شوند.

در این ماجرا، دولت و وزارت کشور در معرض یک اتفاق غیر منتظره قرار گرفتند. واضح بود که حمله در آن سطح وسیع به کوی دانشگاه، کاملا عمدی، سیاسی و جناحی بوده و طبیعتا، بخشی از دولت هم این حرکت را حمله به خود تلقی کرد. وزارت کشور تلاش می‌کرد که از سطح درگیری‌ها و هیجانات و گسترش آن به سطح جامعه جلوگیری کند تا اوضاع را تحت کنترل دربیاورد.

اما، تلاش مخالفین دولت هم تاثیرات خود را داشت و می‌توان گفت که یک لایه دیگر ماجرا، بخصوص بعد از حمله به کوی دانشگاه، درگیری و اتهامات دوطرف جناح سیاسی به یکدیگر بود و هر چه از شب حمله به کوی بیشتر فاصله می‌گرفتیم، جنبه درگیری جناحی و سیاسی ماجرا، خود را به اصل آن تحمیل وغالب می‌کرد.

به هر حال می‌توان از زاویه‌ای دیگر هم به موضوع نگاه کرد که فشاری که جناح مقابل دولت، بنای تحمیل آن به دولتمردان را داشت، راه خود را یافته بود و آسیب اصلی هم به دانشجویان وارد شد. بهانه آن هم اعتراض عده‌ای از دانشجویان به توقیف روزنامه سلام بود که البته آن برخورد به دانشجویان سیاسی محدود نماند و به کل دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه آسیب زد.

آنچه که در این ماجرا مغفول ماند، آسیب‌هایی بود که به دانشجویان کوی دانشگاه، فارغ از هر تفکر سیاسی وارد شد. گستردگی آسیب‌ها از جسمی و روحی تا مالی و معنوی را شامل می‌شد. یک نفر جان باخت، نفر اول کنکور سراسری کشور، یک چشم خود را از دست داد، عده ای دچار آسیب‌های جسمی دیگر شدند، آسیب‌های روحی بسیار گسترده بود، اموال عده زیادی از دانشجویان تخریب شد، عده‌ای درگیر پرونده‌های امنیتی و قضایی شدند و عده ای هم در روند تحصیلات خود به مشکلات عدیده برخوردند.

این آسیب‌ها، عمدتا قابل التیام نبود. برخورد سیستم قضایی با این اتفاق هم دانشجویان آسیب دیده را قانع و راضی نکرد و عملا، حمله کنندگان از چنگ عدالت در امان ماندند. تکلیف لباس شخصی‌ها معلوم نشد و آنها بعدها به رفتارهای ناهنجار خود ادامه داده و آسیب‌های بیشتری به افراد و جامعه وارد کردند و در مجموع، این حادثه، باعث نشد که کشور و نهادهای امنیتی، قضایی و انتظامی با درس گرفتن از حادثه، برخی روندهای غلط خود در مواجهه با تجمعات و اعتراضات سیاسی و صنفی مسالمت‌آمیز را اصلاح کنند.

انتظار می‌رفت تا این اتفاق و غافلگیری کلیت نظام در این حادثه، باعث به صدا درآمدن زنگ‌های خطر شده و فارغ از نگاه سیاسی، امنیت تجمعات و اعتراضات آحاد جامعه با اصلاح رویکردها تضمین شود. به هر حال، حادثه کوی دانشگاه عبرت آموز نبود، بخصوص برای عاملان آن، چون با توجه به وسعت حادثه منطقا، باید درس‌ها و دستاوردهای اصلاحی این اتفاق تلخ هم قابل توجه و موثر می‌بود.

اما اتفاقات خشونت آمیز مشابه در ماهها و سالهای بعد، نشان داد که چنین اتفاقی رخ نداده و این حادثه هم، عامل دیگری شد بر انباشت خشم در بخشی از اقشار روشنفکر و معترض جامعه.

از طرفی نیز، عدم برخورد صحیح، قانونی و اصولی نهادهای تصمیم‌گیر با مقوله خشونت سیاسی به مرور باعث شد تا هزینه‌های نقد و اعتراض مسالمت‌آمیز، افزایش یافته و خشونت‌ورزان، هم از تبعات رفتار خشونت‌آمیز خود مصون بمانند. به زعم من، این مسئله باعث برهم خوردن امنیت فضای سیاسی به ضرر منتقدین منصف و معترضان مسالمت‌جو تمام شد.

رخدادی که به مرور به ناامیدی و یاس فراگیر در بخشی از جمعیت الیت و روشنفکر جامعه منجر شد و ناامیدی از اصلاح آرام و خشونت‌پرهیز و عدم اعتماد به رویکرد بیطرفانه و امنیت‌زای ساختارهای قانونی به مرور در میان این بخش از جامعه گسترش یافت. آسیب به اعتماد عمومی و دلخوری بخشی از مردم از نوع رویکرد سیستم قضایی و امنیتی کشور با نیروهای خودسر، زمینه ساز انفعال و ناامیدی مشهود در بخشی از جامعه بوده که متاسفانه هنوز هم شواهدی از تغییر این رویکرد دیده نمی‌شود.

امیدواریم، تغییر مدیریتی جدید در قوه قضاییه، باعث شود تا مسئولین این نهاد با رجوع به اتفاقات مشابه حادثه کوی دانشگاه، عزم خود را برای ترمیم اعتماد عمومی به قوه قضاییه، جزم نموده و امید به اصلاح درون سیستمی را در بخش روشنفکر و تحصیلکرده جامعه زنده کند.

*نویسنده کتاب “فریاد کوی” و دانشجوی وقت کوی دانشگاه تهران

شما هم نظر خود را ارسال کنید