✍🏻علی نظری، سردبیر روزنامه مستقل

چرا شاه رفت؟

دی ۲۶, ۱۳۹۸ ساعت: ۰۸:۳۸ ق.ظ 217 بازدید بدون نظر
وقتی حکومت شاه به هیچ کسی پاسخگو نبود، طبیعی است که باید سرنگون می شد و به قول مهندس بازرگان، رهبر واقعی انقلاب 57 کسی جز شخص محمدرضا پهلوی نبود.

چرا شاه رفت؟
✍🏻علی نظری، سردبیر روزنامه مستقل

۲۶ دیماه ۵۷ شاه ایران در تصمیمی غیر منتظره تهران و تاج و تخت سلطنتی را رها کرد و آواره ینگه دنیا شد.
بر همین اساس نگاهی به ریشه های اصلی سقوط آخرین شاه ایران خواهیم داشت.
در سال ۱۳۵۸مرحوم مهندس بازرگان در مصاحبه ای با یک خبرنگار انگلیسی به این سوال پاسخ داد.
بازرگان درخصوص وقوع انقلاب ۵۷ و برچیده شدن تاج و تخت سلطنت، جمله ای تاریخی را ادا کرد.شاه آنقدر طی ۲۵ سال گذشته از ۳۲تا۵۷ افتضاح به بار آورد که هرکسی علم مخالفت با شاه را بر می داشت همه اقشار جامعه به دنبالش می دویدند.
نگاه اجمالی به عملکرد شاه سابق در ۲۵ سال بعد از کودتای۲۸مرداد به هیچ وجه قابل دفاع نیست.

اگر رفتارهای پهلوی دوم معقول و منطقی بود به هیچ وجه در سال ۵۷ شاهد اجماع احزاب و گروههای سیاسی علیه نظام سلطنتی نبودیم.
استراتژی اختناق سیاسی حداکثری با اعطای آزادیهای مدنی هرگز نتوانست مانع سقوط سلطنت پهلوی شود.

شاه بعد از سقوط دولت نهضت ملی آنچنان رفتاری با دکتر محمد مصدق کرد که این کودتا نطفه بزرگترین رویه استبدادی پهلوی دوم در دوران ۳۷ساله سلطنتش بود.
عارضه دیگر کودتای سال ۳۲ این بود که شاه جوان از مردم برید و سر سپرده سران غرب شد.

ده سال بعد از کودتا در ۱۵خرداد ۴۲ شاه برای خاموش کردن قیام مذهبیون به قلع و قمع روحانیون و طلاب پرداخت.

بعداز سال ۴۲ شاه سابق در میان سالگی به مدل جدیدی از حکمرانی رسید.
حکومتی تکصدایی باسیستم متکی به حزب رستاخیز اجازه تنفس به هیچ مخالف سیاسی حکومتی را نداد.
شعار حزب فقط حزب رستاخیز باعث گردید اردوگاه مخالفان شاه از مذهبی ها تا مارکسیست ها به اتحادی بی سابقه در مبارزه با سلطنت رسیدند.
مجلس فرمایشی بزرگترین مشخصه نظام سیاسی سلطنتی در ۲۵ سال آخر حکومت شاهنشاهی بود.
مجلسین شورای ملی و سنا هرگز صدای واقعی ملت نبودند، بلکه مقربان و گماشتگان شخص شاه بودند.
فضای امنیتی سیاسی داخلی با رویکرد خشن ساواک اختناق کامل سیاسی را رقم زد.
سیاست پهلوی سرکوب در داخل و لبخند به خارج بود.

شاه اختیارات مافوق بشری و خدایی برای خودش درست کرده بود.

مطبوعات وابسته و مجیزگوی حکومت استبدادی جایگزین مطبوعات آزاد و مستقل شده بودند.
شاه با تکبر و تبختری عجیب حق پرسشگری را از جامعه مدنی سلب کرده بود.

وقتی حکومت شاه به هیچ کسی پاسخگو نبود، طبیعی است که باید سرنگون می شد و به قول مهندس بازرگان، رهبر واقعی انقلاب ۵۷ کسی جز شخص محمدرضا پهلوی نبود.
و چنین بود که دمل چرکین استبداد شاهنشاهی با بغض توده ها ترکید.

شما هم نظر خود را ارسال کنید