مهمترین آرزوی سلطان درمان ناباروری ایران

اردیبهشت ۶, ۱۳۹۴ ساعت: ۰۵:۰۵ ق.ظ 2,020 بازدید ۲ نظر

پروفسور افلاطونیان می گوید: 40 سال است که پزشک هستم و 35 سال آن به عنوان متخصص زنان و زایمان فعالیت می‌کنم و تمام تلاش خود را برای دستیابی به فناوری و علوم نوین طی کردم و امیدوارم که روند توسعه این دانش‌ها روز به روز افزایش یابد و جوانان کشورمان در علوم مختلف در دنیا سرآمد باشد.

 

هر زوجی که برای درمان ناباروری به شهر یزد سفر می‌کند، بسیار سریع سراغ پروفسور «عباس افلاطونیان» را می‌گیرد، پزشکی که برای دغدغه رفع مشکلات حوزه بارداری و ناباروری، کمر همت بسته است تا دانش کشورش را از این حیث غنی کند و امروز بیماران زیادی از اقصی نقاط جهان، برای درمان زیر نظر این پزشک و پروفسور ایرانی، به یزد سفر می‌کنند.

او متولد بم است اما به دلیل اینکه والدینش اصالتا یزدی هستند، این استان را به عنوان مرکز خدمات خود به زوج‌های نابارور انتخاب کرده است و اقدامات شایان توجهی از جمله راه‌اندازی مرکز تحقیقات ناباروری، بیمارستان تخصصی زنان و زایمان و دیگر را در استان انجام داده است. روزنامه همشهری بر آن شده است تا تا گفت‌وگویی با این پروفسور داشته باشد.

  • درباره ورودتان به حوزه پزشکی به ویژه رشته تخصصی زنان، زایمان و نازایی توضیح دهید؟

والدین من اصالتا یزدی بودند اما در بم زندگی می‌کردند و در این شهر به تجارت مشغول بودند. دوران تحصیل را در بم سپری کردم و در سال 1347، در دانشگاه تهران در رشته پزشکی پذیرفته شدم و در سال 1354 از این دانشگاه به عنوان پزشک عمومی ‌فارغ‌التحصیل شدم.
با توجه به رتبه علمی‌ام، دارای سهمیه تحصیل در درجه تخصص بودم اما در فاصله ای که بین دوره برایم پیش آمد در بیمارستان هلال احمر بم مشغول طبابت شدم. نبود متخصص زنان و زایمان و مشکلاتی که از این ناحیه برای مردم بم ایجاد شد، همواره برای من دغدغه بود از این رو تصمیم گرفتم که تخصصم را در رشته زنان و زایمان دنبال کنم و در سال 1359 در این رشته تخصصی فارغ التحصیل شدم.

  • آیا بعد از گرفتن درجه تخصص باز هم به بم بازگشتید؟

بله، تا زمان بازگشت من شهر بم حتی یک پزشک متخصص نداشت البته پزشکان خارجی بودند که به شهر رفت و آمد داشتند اما پزشک ایرانی متخصص در این شهر طبابت نکرده بود. با فعالیت سه‌ساله خود در بم نسبت به راه‌اندازی بخش زنان و زایمان بیمارستان امام خمینی(ره) و زایشگاه «مهدیه» که مردم بم از جمله پدرم متولی آن بودند، اقدام کردم.

  • چطور شد که از بم به یزد آمدید؟

من در 19‌سالگی با دختر دایی ام که 17‌ساله بود ازدواج کردم. وی همواره در طول تحصیل و کار با من همراهی بی نظیری داشته است، به پیشنهاد همسرم تصمیم گرفتم که پزشکی را در یزد دنبال کنم از این رو در سال‌1362 به یزد آمدم و در بیمارستان دکتر مجیبیان یزد، مشغول فعالیت شدم و از سال‌1364 یعنی 2‌سال بعد از تاسیس بیمارستان شهید صدوقی یزد به عنوان عضو هیات علمی‌این دانشگاه انتخاب شدم و امروز 30‌سال است که در این عرصه فعالیت می‌کنم.

  • تبحر شما در درمان ناباروری و اجرای تکنیک‌های نو از جمله لقاح خارج از رحم، نور امید را در بین زوج‌های نابارور زنده کرد، چطور شد که به این حوزه وارد شدید؟

37 سال پیش در دنیا اولین فرزند حاصل لقاح خارج از رحم متولد و پروفسور ادوارد به دلیل این حرکت علمی برنده جایزه نوبل شد. من نیز این آرزو را در سر می‌پروراندم که یک روز بتوانم این کار را در کشورمان انجام دهم؛ از این رو طرح تحقیقاتی آن را با همکاری دکتر کریم‌زاده، غفورزاده و طاهری به عنوان اولین طرح تحقیقاتی به دانشکده پزشکی با عنوان «بررسی لقاح خارج از رحم در ایران» در شرایطی که کشورمان درگیر جنگ تحمیلی بود، دنبال و مصوبه آن را دریافت کردیم.

  • برای آموزش تکنولوژی لقاح خارج از رحم چه اقداماتی انجام دادید؟ آیا اجرای آن نیازمند دریافت آموزش از مراکز دارای تجربه در این حوزه نبود؟

برای کسب تکنولوژی لقاح خارج از رحم، سفرهای مختلفی را به کشورهای موفق در این زمینه از جمله دانمارک، آلمان داشتیم و سرانجام مرکز تحقیقات ناباروری استان در سال 1368 در یزد افتتاح شد.

  • برای راه اندازی این مرکز در زمینه تامین تجهیزات مشکلی نداشتید؟

اوایل به دلیل هزینه‌های سنگین خریداری تجهیزات با مشکلات زیادی روبه‌رو شدیم که با حمایت پروفسور «الحسنی» از شیعیان عراق که ساکن آلمان بود، این تجهیزات خریداری و به کشورمان منتقل شد و در نهایت در دیماه سال  1369 اولین فرزند حاصل از لقاح خارج از رحم در یزد متولد شد که چشم جهانیان را خیره کرد.

  • زمان تولد این فرزند چه احساسی از به ثمر نشستن زحماتتان داشتید و تا به امروز چند فرزند حاصل از لقاح خارج از رحم را به دنیا آورده اید؟

احساس شعف آن لحظه قابل وصف نیست، تیم پزشکی، اعضای خانواده و همه مردم استان و کشور از این حرکت خوشحال و مسرور بودند و کشورهای همجوار نیز از شنیدن این خبر در شرایطی که ما در دوران جنگ به سر می‌بردیم، تعجب کرده بودند. تا به امروز بیش از 10 هزار نوزاد حاصل از لقاح خارج از رحم به دنیا آمده اند. جالب است بدانید اولین فرزند حاصل از لقاح خارج از رحم امسال 24 ساله است و به تازگی فرزندان دو قلوی خود را زایمان کرده و حاملگی وی نیز طبیعی بوده است.

  • چطور شد که به فکر تاسیس بیمارستان مادر افتادید. آیا در این زمینه در شهر بم هم اقدامی‌ کرده اید؟

بیمارستان مادر در سال 1373 برای ارائه خدمات تخصصی زنان و زایمان و درمان ناباروری به عنوان یک مرکز خصوصی با همکاری دکتر کریم‌زاده در استان یزد راه‌اندازی شد و هر سال 8 هزار بیمار از خدمات این بیمارستان بهره مند می‌شوند . در سال 1377 نیز بیمارستان افلاطونیان را به یاد پدر مرحومم در بم راه‌اندازی کردم که خوشبختانه در زمان زلزله که بیمارستان‌های دولتی تخریب شده بودند، خدمات خوبی را به مردم زلزله زده بم ارائه کرد و این ایده‌ای بود که از بچگی به فکر آن بودم و در نهایت موفق به اجرای آن شدم.

  • با توجه به مشغله کاری، چند ساعت از شبانه‌روز را به استراحت و گذراندن در کنار خانواده اختصاص می‌دهید؟

از 24 ساعت شبانه روز، تنها 4 تا 5 ساعت می‌خوابم، از 5/5 صبح که از خواب بیدار می‌شوم اول بیماران بیمارستان مادر را ویزیت می‌کنم و بعد به مرکز ناباروری مراجعه می‌کنم، در جلسات و شوراهای تخصصی حضور می‌یابم و غیر از کارهای درمانی، کارهای آموزشی هم انجام می‌دهم  و سپس ناهار را در کنار خانواده، صرف می‌کنم و بعد از استراحت کوتاهی، دوباره به بیمارستان مادر می‌روم و تا ساعات پایانی شب، مشغول کار هستم. ماهی 2 تا 3 روز برای کارهای درمانی در تهران حضور دارم و در کنگره‌های ناباروری جهان نیز شرکت می‌کنم و معمولا سالی 5 تا 6 بار به خارج از کشور سفر دارم اما متاسفانه مسافرت خانوادگی و تفریحی ندارم یا بسیار کم اتفاق می‌افتد که باید برای آن چاره‌ای بیندیشم.

  • از خانواده صحبت شد، درباره فرزندانتان بگویید.

من 4 فرزند دارم که رضا پسر بزرگم، پی.اچ.دی طب تولید مثل از انگلستان و در حال همکاری با موسسه رویان است، فرزند دومم بهروز نیز دکترای سلول‌های بنیادی است و عضو هیات علمی‌ مرکز ناباروری یزد است، دخترم نسترن پزشک عمومی‌ است و در بیمارستان مادر با من همکاری می‌کنم و علی فرزند کوچکترم نیز به تازگی پزشک عمومی ‌شده است. همگی آنها به پزشکی علاقمند بودند و من و همسرم نیز آنها را تشویق کردیم.

  • مهم‌ترین آرزویی که دارید، چیست ؟

40 سال است که پزشک هستم و 35 سال آن به عنوان متخصص زنان و زایمان فعالیت می‌کنم و تمام تلاش خود را برای دستیابی به فناوری و علوم نوین طی کردم و امیدوارم که روند توسعه این دانش‌ها روز به روز افزایش یابد و جوانان کشورمان در علوم مختلف در دنیا سرآمد باشد.

نظرات
  1. بهترین و با وجدان ترین دکتری که دیدم ایشون بودن. تنها دکتری که دیدم برا پول کار نمیکنه. خیلییییی دوستشون دارم انشالله هرجا که هستن سلامت باشن. انشالله ۱۲۰ سال زنده باشن. و فک نمیکنم هیچوقت دکتری مثل افلاطونیان رو باز ببینم.الان باز مشکل دارم و باید رحم و تخمدانها رو دربیارم. کاش وکاش باز به دکتر افلاطونیان دسترسی داشتم

شما هم نظر خود را ارسال کنید