✍️ مهدی تدینی

«مسئلۀ زم و فرهنگ سیاسی»

آبان ۱, ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳:۱۲ ب.ظ 131 بازدید بدون نظر
یکی از «انگاره‌هایی» که روح‌الله زم و کانالش با تمام توان می‌کوشید اشاعه دهد، این بود که ایران، یعنی قوای نظامی و امنیتی ایران، عراق را بلعیده است و هر اتفاقی آن‌جا می‌افتد زیر سر همین نیروهای ایرانی است...

«مسئلۀ زم و فرهنگ سیاسی»

== ✍️ مهدی تدینی ======

💠 یکی از «انگاره‌هایی» که روح‌الله زم و کانالش با تمام توان می‌کوشید اشاعه دهد، این بود که ایران، یعنی قوای نظامی و امنیتی ایران، عراق را بلعیده است و هر اتفاقی آن‌جا می‌افتد زیر سر همین نیروهای ایرانی است.

🔸همین الان پیشنهاد می‌کنم سری به کانال تعطیل‌شدۀ او بزنید، واژۀ «عراق» را جستجو کنید و هر پستی در مورد عراق بود بخوانید. در همۀ این پست‌ها تأکید می‌شود نیروهای امنیتی‌ـ‌نظامی ایران بر عراق مسلطند. قرار نیست این ادعای او را اثبات یا رد کنم، فقط می‌خواهم این ادعای قاطعانۀ او را یادآوری کنم.

🔸پس عراقی که زم می‌شناخت و دائم درباره‌اش خبر می‌ساخت و منتشر می‌کرد، در مشت ایران است؛ عراقی که گوشه‌گوشه‌اش یا مستقیم دست ایران است یا دست نیروهای «وابسته به ایران». در عراقِ زم تک‌تیرانداز‌های وابسته به ایران (یا ایرانی) تظاهرات‌کنندگان عراقی را می‌کشند، ایران همه‌کاره است و مخالفانش را در مشت دارد. اگر در این برداشت من از تصورات زم شک دارید، سری به کانالش بزنید.

🔸معتبرترین روایتی که تاکنون دربارۀ نحوۀ بازداشت زم از رسانه‌های مختلف پخش شده این است که او به عراق آمده بود و آنجا بازداشت شد (یا توسط اطلاعات عراق یا مستقیم از سوی ایران). کسی که شبانه‌روز از نفوذ مطلق ایران در عراق دم می‌زد، با پای خود به عراق آمده است! محیرالعقول نیست؟

🔸 از چنین تناقضی چند نتیجه می‌توان گرفت: یا خود او به چیزهایی که دربارۀ نفوذ ایران در عراق می‌گفت باور نداشت و این داستان‌ها را برای مخاطبانش می‌ساخت؛ یا با این‌که مطمئن بود ایران در عراق نفوذ امنیتی مطلق دارد به عراق آمد، که در این صورت او مشکل عقلی دارد (مگر اینکه کلاً همه‌چیز جور دیگری باشد که ما نمی‌دانیم).

🔸اما آنچه گفتم صرفاً مقدمه‌ای بود برای بیان نکته‌ای دیگر که ارزش بحث کردن دارد و مسئله‌ای «عمومی» است و به سرنوشت ما ربط پیدا می‌کند. هر کس کافی بود فقط کمی وقت بگذارد و مطالب کانال آمدنیوز را پیگیری کند تا بفهمد مبنای این کانال خبررسانی و بیان حقیقت یا حتی تحلیل نیست.

🔸برای مثال یکی از کارهایی که این کانال مرتب انجام می‌داد «افشاگری» بود و اغلب هم این افشاگری‌ها بر اساس سند یا اسنادی بود که تصویرش درج می‌شد. شگفت‌انگیز این‌که همۀ اسناد به شیوۀ ناشیانه‌ای جعل شده بود.

🔸اما جدای از این، با کمی دقت می‌شد فهمید بخش عمدۀ مطالب منتشرشده در کانال دروغ و ساختگی است و در نتیجه به راحتی می‌شد فهمید بانیان آن کانال دغدغۀ راستی و درستی ندارند. دربارۀ سایر ویژگی‌های این کانال و نقش‌هایی که بازی می‌کرد صحبتی نمی‌کنم. فقط یک بار در گذشته از پرورش یک زندانی سیاسی قلابی در این کانال صحبت کرده بودم. اما بروم سراغ نکتۀ اصلی حرفم…

🔸این کانال در مقاطعی دو میلیون و این اواخر قریب یک میلیون عضو داشت. مسئلۀ اصلی من دقیقاً دنبال‌کنندگان این کانال است. احتمالاً بخشی از این دنبال‌کنندگان فقط از سر کنجکاوی آن کانال را دنبال می‌کردند.

🔴 اما کسانی که آمدنیوز را به طور جدی دنبال می‌کردند از سه دسته خارج نبودند که هر سه نگران‌کننده است:

🔻دستۀ اول کسانی بودند که متوجه نمی‌شدند آمدنیوز ریگ‌های درشتی به کفش دارد، تعمداً دروغ می‌گوید و اخبار مجعول می‌پراکند. این ویژگی‌های آمدنیوز به حدی آشکار و عیان بود که اگر کسی متوجۀ آن‌ها نمی‌شد بیش از حد مجاز خام و ساده‌اندیش است و این سطح از ناآگاهی قطعاً برای خود و جامعه‌اش زیانبار است. با کسانی که چنین زودباورند سیزده‌به‌در هم نباید رفت چه رسد به اینکه قرار باشد در سرنوشتمان نقش داشته باشند!

🔻دستۀ دوم کسانی بودند که می‌دانستند و می‌فهمیدند بسیاری از مطالب آمدنیوز ساختگی و دروغ است، اما اغماض می‌کردند و گمان می‌کردند مهم نیست اگر گاهی هم خبری دروغ باشد. یعنی حتی تکرار دروغ هم آن‌ها را نمی‌آزرد و منزجر نمی‌کرد.

🔻دستۀ سوم هم کسانی بودند که می‌دانستند بسیاری از مطالب کانال دروغ و جعل است، اما آگاهانه از آن استقبال می‌کردند و آن‌ها را پخش می‌کردند و اصلاً این شیوه را نادرست نمی‌دانستند؛ یعنی فکر می‌کردند در جهت اهداف سیاسی می‌توان (یا باید) دروغ هم شنید و گفت و مهم این است هدف مورد نظرشان درست است.

🔸هر سه دسته نشان زوال «فرهنگ سیاسی» در ایران است. البته فرهنگ سیاسی در ایران همیشه در محاق بود و این عجیب نیست. هر یک از این دسته‌ها بدتر از دیگری است.

🔸چه کسی که تا این حد ناآگاه است، چه کسی که دروغ منزجرش نمی‌کند و چه کسی که هدفش هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند. اگر فکر می‌کنیم با این فرهنگ سیاسیِ چرک می‌توان به نیکبختی رسید مانند این است که در گنداب و لجن رخت و تن بشوییم و انتظار پاکیزه شدن داشته باشیم.

شما هم نظر خود را ارسال کنید