گفت‌وگو با مصطفی تاج‌زاده درباره مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور

مردم پرسشگر راه خود را پیدا می‌کنند

مهر ۱۷, ۱۳۹۷ ساعت: ۲۳:۵۰ ب.ظ 1,096 بازدید بدون نظر
مصطفی تاج‌زاده، معاون سیاسی وزیر کشور در دوران اصلاحات از یک دوره‌ای شروع کرد به نقد مسیری که انقلاب و انقلابیون طی کرده بودند. به نقد اشتباهاتی که انقلابیون طی 40سال گذشته ناآگاهانه دچار آن شده‌اند و تصحیح مسیر پیش رو.

مردم پرسشگر راه خود را پیدا می‌کنند

⬅️گفت‌وگو با مصطفی تاج‌زاده درباره مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور

🔘مردم پرسشگر راه خود را پیدا می‌کنند

فرزانه آیینی | خبرنگار

🔺مصطفی تاج‌زاده، معاون سیاسی وزیر کشور در دوران اصلاحات از یک دوره‌ای شروع کرد به نقد مسیری که انقلاب و انقلابیون طی کرده بودند. به نقد اشتباهاتی که انقلابیون طی ۴۰سال گذشته ناآگاهانه دچار آن شده‌اند و تصحیح مسیر پیش رو.

🔺او حتی در این مسیر، خاستگاه سیاسی خودش را هم از نقد مبرا نمی‌داند. اصلاحات را به بوته نقد می‌کشاند و معتقد است انقلاب به نقد زنده است. او می‌گوید اگر اقتصاد ما امروز دچار بحران شده یا اگر مسیر را اشتباه رفته‌ایم به‌خاطر غفلتی است که نسل انقلاب دچار آن شدند و بخشی از این غفلت به اعتماد به نفس زیادی نسل انقلاب برمی‌گردد که در پی تغییر دنیا بود.

🔺با تاج‌زاده درباره شرایط عبور از مشکلات فعلی کشور گفت‌وگو کرده‌ایم. او می‌گوید: اصلاح‌طلبان از زمان اعتراضات دی‌ماه ۹۶ تا یک ماه گذشته غایب بودند.

✅س- ابتدای داستان به اعتراضات دی ماه ۹۶ باز می‌گردد و بعد از آن اتفاقات کوچک و بزرگی که زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را تحت الشعاع قرار داد تا اینکه در بهار امسال نوسانات بازار ارزی سبب اعتراضات خیابانی مردم شد. در پی این شرایط در هفته‌های اخیر جوی شکل گرفته که مردم را به سمت خرید انبوه مایحتاجشان سوق داده که فکر می‌کنند در زمستان تهیه آنها دشورا می‌شود. در این فضا مردم مدام از هم می‌پرسند که آخر این روند شکل گرفته چه می‌شود؟ پاسخ شما به این ابهام چیست؟

ج – این سوال را بسیاری از من می‌پرسند. البته همه‌ی مردم دنبال جمع کردن آذوقه یا احتکار نیستند، اگرچه همه کم و بیش نگرانند که چه خواهد شد؟ اما اینکه چه خواهد شد بستگی به عوامل زیادی دارد و در راس آن رفتار و برخورد خود ما – مردم و مسئولان – است. تقدیر از پیش تعیین شده‌ای وجود ندارد. می‌توانیم با بی‌داریتی شرایطی را برای ایران رقم بزنیم که مثل یکی از کشورهای منطقه شویم یا با درایت و صبوری این مشکلات را پشت سر بگذاریم و این تهدید بزرگ را که در ۴۰ سال گذشته نظیرش را ندیده‌ایم به یک فرصت بزرگ تبدیل کنیم. بگذریم از اینکه ما دقیقه‌ی نودی هستیم و تا فشارها به نهایت نرسد تجدیدنظر و تغییرات لازم را انجام نمی‌دهیم.

✅س- چه تغییراتی می تواند مردم را به آینده امیدوارتر کند و بی‌اعتمادی عمومی را که در جامعه نسبت به مسئولان شکل گرفته است ترمیم کند؟

این تغییر در یک کلمه حاکمیت عقلانیت در اداره امور کشور است و اینکه همه سیاست‌ها و برنامه‌ها درخدمت منافع ملی قرار گیرد. بهترین راه تامین منافع ملی نیز توسعه‌ی همه جانبه و عادلانه و پایدار کشور است.

✅س- این روزها همه صاحبنظران سیاسی- اقتصادی کشور از محمدرضا باهنر گرفته تا محمدرضا خاتمی در بازخوانی رویه مدیریتی در ۴۰ سال گذشته معترف به وجود بی‌تدبیری درروند مدیریتی کشور بوده‌اند. شما هم از بازگشت عقلانیت صحبت می‌کنید. این بی‌تدبیری یا عدم آینده نگری از چه زمانی به آسیب مدیریتی کشور بدل شد؟

ج- به نظرم من مهمترین نقش را آزادی داشته است. در طول ۴۰ سال گذشته هر زمان و هر اندازه که آزادی‌ها محدود شدند به همان میزان از عقلانیت فاصله گرفتیم و اجازه داده نشد افراد و افکار نو وارد چرخه مدیریت کشور شوند. به‌همین دلیل از دنیا فاصله گرفتیم.

از سوی دیگر در ۴۰ سال گذشته با پدیده نویی در جهان مواجه شده‌ایم و اینکه برخی کشورها که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم رده و حتی عقبتر از ایران بودند، توسعه زیادی یافتند و توانستند در کشورهای پیشرفته اقتصادی سری میان سرها بلند کنند. کره جنوبی، اندونزی، چین، ترکیه و افریقای جنوبی از جمله این کشورها هستند. از جهش اقتصادی این کشورها می‌توان نتیجه گرفت که توسعه اقتصادی در دو دهه ممکن است و نیاز نیست که مثلا یک قرن صرف بناکردن زیر ساخت‌های اقتصادی کرد تا مثلا به پای ژاپن یا اروپای غربی برسیم. یکی از بزرگترین غفلت‌های نسل انقلاب بی‌توجهی به این تجربه‌های موفق بود و از آنها الگو برداری در مسیر توسعه خود نکرد.

 

✅س- چه عواملی سبب شد نسبت به این اصل مهم مدیریتی غافل شویم ؟

ج- یک بخش از این غفلت به اعتماد به نفس زیادی نسل انقلاب برمی‌گردد که خود را الگوی دیگران می‌دانست و در پی تغییر دنیا بود.

بخشی دیگر به بسته شدن سیستم و محدود شدن آزادی‌ها را برمی‌گردد. اگر نظارت استصوابی نبود و انتخابات کاملا آزاد برگزار می‌شد، درهر دوره چهره‌هایی وارد مجلس می‌شدند که نماینده نگرش‌های متفاوت و جدید بودند و می‌توانستند تغییرات لازم را در سیاست‌ها و برنامه‌ها و رویه‌ها ایجاد کنند .همچنین اگر آزادی مطبوعات داشتیم، بیکفایتی و فساد به حداقل خود می‌رسید و شاهد فرهنگ سیاسی و عمومی غنی‌تری می‌بودیم و توجه بیشتری به پیشرفت بی‌سابقه کشورهای منطقه می‌کردیم.

به علاوه اگر آزادی سیاسی می‌داشتیم می‌توانستیم تشکل‌های سیاسی قوی و حرفه‌ای تاسیس کنیم تا یکی از سیاسی‌ترین جوامع دنیا و درعین حال یکی از غیرحزبی‌ترین آنها نباشیم.

✅س- شما وجود نظارت استصوابی را مانعی برای توسعه سیاسی- اقتصادی کشورمی دانید. به نظرتان به دنبال تجربه مجلس ششم و ردصلاحیت‌های گسترده در پی آن و حالا هم تشکیل مجلس دهم و نقدهای تند و تیز محافظه‌کاران به برخی از اعضای فراکسیون امید ،حالا این ضرورت از سوی حاکمیت مورد توجه قرار گرفته است؟

متاسفانه حاکمیت هنوز به ضرورت ایجاد این تغییر نرسیده است ، اما به دلیل توجه افکار عمومی و نیز تجربه منفی اصولگراها از نظارت استصوابی برای خود و کشور امیدوارم اتفاق‌های خوبی رخ دهد. روشن است که وقتی از آزادی انتخابات صحبت می‌کنیم منظور حضور آزاد نمایندگان همه قشرهاست که اکنون دیگر اتفاق عجیبی نیست. همین الان در افغانستان و عراق هم انتخابات آزاد برگزار می‌شود.

به عقیده من تشکیل هیات نظارت بر رفتار نمایندگان نیز مولود نظارت استصوابی است. چرا باید هیاتی ایجاد شود که در آن نطق قبل از دستور نماینده را بررسی کنند که آیا در چارچوب ضوابط تعریف شده هست یا نه، در حالی که به تصریح قانون اساسی نمایندگان مردم مصونیت پارلمانی دارند. ما زمانی عقب افتادیم که فضا را بستند و از ورود هوای تازه جلوگیری کردند و باعث شدند روز به روز از دنیا فاصله بگیریم. آن هم نه از کشورهایی مانند امریکا و اروپا بلکه از کشورهایی چون کره جنوبی که در سال ۵۷ ازایران عقبتر بود.

اما به‌رغم همه دشورای‌های اقتصادی ۳ مسئله امیدواری برای تغییرات لازم را در جامعه و حکومت را همچنان زنده نگه داشته است.

اول فراگیرشدن شبکه‌های اجتماعی است. فضای مجازی در حقیقت یک انقلاب در آگاهی‌های اجتماعی ایجاد کرده است و مردم چنان آگاه و پرسشگر شده‌اند که همه‌ی مسئولان را وادار به پاسخگویی کنند، باوجود آنکه نظارات استصوابی کانون اصلی قدرت را از حیطه پاسخگویی دور و خارج می‌داند.

دوم استمرار فضای نیمه بسته و نیمه باز سیاسی و انتخاباتی در ۴۰ سال گذشته است و اینکه چرخه قدرت هرچند در جمع محدودی اما به هر حال دست به دست شده است. انتخابات نیمه آزاد باعث بالا رفتن آگاهی مردم و کسب تجربیات فراوان شده است.

سومین عامل مشکلات کم سابقه اقتصادی است که موجب شده همه احساس کنند نظام در مسیر خود خطاهای بزرگی مرتکب شده است. خطاهای خرد نمی‌توانند ایران را به این نقطه رسانده باشند. امروز حتی اصولگراها به نقش استراتژیک سیاست خارجی در اوضاع اقتصادی کشور توجه پیدا کرده‌اند، در حالی که زمانی آقای احمدی‌نژاد می‌گفت تحریم ربطی به اقتصاد ندارد و ما برای اینکه ثابت کنیم تحریم و گسترش آن میتواند به اقتصاد کشور آسیب جدی برساند باید استدلال می‌کردیم.

خوشبختانه جامعه ما امروز می‌داند که سیاست های منطقه‌ای کشور می‌تواند به اقتصاد ایران لطمه بزند یا در خدمت آن باشد. حتی سوالات بنیادیتر میپرسند مثل اینکه آیا می‌خواهیم یک ایران هسته‌ای داشته باشیم و مدلمان کره شمالی باشد یا کشوری توسعه یافته شویم و استقلال سیاسی خود را نیز حفظ کنیم؟ از همه مهمتر اینکه مردمی که عادت کنند از هم بپرسند کجا داریم می رویم، موفق می‌شوند و سرانجام راه خود را پیدا می‌کنند.

✅س- این «چه می‌شود؟»در جامعه وجود دارد، فکر می‌کنید در این شرایط مسئولان هم به این نقطه رسیده‌اند که از هم بپرسند«چه می‌شود؟»

ج – گروهی که حتما می‌پرسند. من با تعدادی از مسئولان که ارتباط دارم و می‌توانم بگویم اگر آنها بیشتر از من نگران نباشند کمتر نیستند. اما همانطور که می‌دانید در جمهوری اسلامی دو دسته مقامات داری. دسته اول قدرت دارند اما مسئولیتی متوجه خود نمی‌بینند. دسته دوم مسئولیت دارند ولی اختیارات لازم را ندارند. بخش اول را می‌توان کانون و هسته سخت قدرت نامید. این هسته هم خوشبختانه چند صباحی است متوجه وخامت اوضاع شده است و می‌خواهد به بخشی از مطالبات مردم جواب دهد. برای مثال اگر شرایط اقتصادی کشور به این وخامت نبود، مجمع تشخیص مصلحت نظام هرگز سپنتا نیکنام عضو زرتشتی شورای شهر یزد را به شورای این شهر باز نمی‌گرداند. بازگشت او به شورای شهر علامت این است که حتی بسیاری از انتصابیون نیز فهمیده‌اند که چه اتفاقی افتاده و آنان باید به مردم برگردند و از مردم فاصله نگیرند.

ببینید وقتی دلار ۴ هزارتومانی ظرف چند ماه ۱۵ هزار تومان می‌شود، مردم به دنبال این می‌روند که ریشه مشکل را بیابند و در مقابل آنها هم مراقبند که صبر جامعه لبریز نشود.

✅س- رئیس جمهوری تا کنون دوبار بحث رفراندوم را برای خروج از برخی بن بست ها مطرح کرده است. آیا توجه به این اصل قانون اساسی می‌تواند در این مسیر راه گشا باشد ؟

هرچند مشکلات ما با رفراندوم به تنهایی حل نمی‌شود اما من با پیشنهاد رئیس جمهور موافقم، به ویژه آنکه بر همه پرسی در قانون اساسی تصریح شده است تا در برخی بن بست‌ها مردم با رای خود تکلیف را روشن کنند. مثلا همین موضوع نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌تواند محور برگزاری رفراندوم باشد. چه اشکالی دارد که این مسئله را به رای مردم بگذاریم تا آنها خود اعلام کنند این نظارت را می‌خواهند یا نه؟ یا در بحث اقتصادی مثلا می توان کاهش دریافت‌کنندگان یارانه‌ها و ثابت نگهداشتن قیمت کالاهای اصلی را به رای گذارد یا اینکه قیمت‌ها را افزایش دهند و یارانه‌ها را مثلا سه برابر کند. متاسفانه رفراندوم در کشور ما به تابو بدل شده است درحالی که در برخی کشور مثل سوئیس هر چند ماه یکبار رفراندوم برگزار می‌شود و مشکلی هم ایجاد نمی شود.

از سوی دیگر تاکید می‌کنم هرچند رفراندوم برای دخیل کردن مردم در تصمیم گیری‌ها و جلب اعتماد مردم به نظام تاثیرگذار است اما مشکلات جامعه بسیار بیشتر و بزرگتر از آن است که همه مسایل در قالب رفراندوم حل شود، باوجود این نیاز داریم برخی موضوعات در سیاست خارجی را به رای مردم بگذاریم. مثل اینکه باید یا نباید با دولت فعلی امریکا مذاکره کنیم. دو سال از ریاست جمهوری ترامپ مانده و ممکن است در انتخابات دور دوم هم رئیس جمهور شود و ۶ سال دیگر سر کار بماند هرچند ممکن است یک ماه دیگر استیضاح شود یا دور دوم رای نیاورد. در فرض اول آیا می‌خواهیم ۶ سال مذاکره نکنیم و تحریم بمانیم؟

✅س- در این بین بازسازی اعتماد عمومی کلیدواژه‌ای است که مدام از سوی مسئولان مورد تاکید قرار می‌گیرد. شما میزان اعتماد عمومی به مسئولان را چه سطحی می‌بینید ؟

ج- اعتماد عمومی به مقامات و حتی به نظام در ۴۰ سال گذشته به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. این را می‌توان از صحبت‌های رئیس جمهور دریافت که اخیرا اعلام کرد ریشه مشکلات کشور به تغییر ذهنیت مردم به مسئولان و حاکمیت برمی‌گردد.

✅س- میزان اعتماد عمومی نسبت به اصلاحات را چگونه می بینید؟

کاهش یافته اما ثابت نمی‌ماند. می‌توانیم با اقداماتی این اعتماد را افزایش دهیم تا از قبل هم بیشتر شود و برعکس.

✅س- چه شد که در قریب یک سال گذشته که مردم رایشان را در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا به سبد اصلاح طلبان ریختند، حالااعتماد عمومی نسبت به اصلاحات کاهش یافته و شبکه‌های اجتماعی که شما نقطه قوت این روزهای کشور می‌دانیدش به عرصه تاخت و تاز به اقدامات اصلاحات بدل شود؟

ج- اصلاح‌طلبان از زمان اعتراضات دی ماه ۹۶ تا یک ماه گذشته غایب بودند. حدود یک ماه است که فعال شده‌اند و می‌کوشند به عرصه سیاسی بازگردند. رهبر اصلاحات ۱۵ راه کار عبور از شرایط فعلی را پیشنهاد داد، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیانیه دادند و جمعی دیگر از اصلاح‌طلبان بیانیه نجات ایران را منتشر کردند ،بعد هم شاهد نطق مهم نمایندگان مجلس بودیم. نامه تاریخی شیخ اصلاحات صادر شد و ۳۸ اقتصاددان دو نامه منتشر کردند و اخیرا نامه ۲۸۰ استاد دانشگاه را خواندیم که بسیار مهم بود. به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان دارند از خواب بیدار می‌شوند.

✅س- اصلاحات خودش را بخواب زده بود یا مانعی برای حضور داشت؟

ج- این غیبت خوب نبود. خوشبختانه وقتی اصلاح‌طلبان مجددا فعال شدند مردم به آنها اقبال نشان دادند. شما نطق خانم سلحشوری نماینده تهران را ببینید. فکر می‌کنم قبل از این نطق او درصد محدودی از مردم تهران او را می‌شناختند اما بعد از نطق درصد محدودی از مردم ایران او را نمی‌شناسند! او به‌دلیل طرح شجاعانه و صریح دغدغه‌های مردم به یک چهره ملی تبدیل شد. مردم می‌خواهند اصلاح‌طلبان حرفهای آنها را بزنند چرا که نقطه اتکای آنها هستند . مردم از اینکه نمایندگانشان در مجلس حرف آنها را بزنند، خوشحال می‌شوند.

✅س- چرا دیگر اعضای فراکسیون امید به این نیاز مردم توجه نمی‌کنند؟

این ضعف و کمبود دلایل گوناگون دارد اما آنچه من به آن رسیده‌ام این است که دوران سیاست‌ورزی نیابتی پایان یافته است به این معنی که چون مثلا نامزدی نداریم از دیگری حمایت می‌کنیم. شخصا دیگر اینگونه رای نمی‌دهم. علت آن است که مشکلات جامعه جدیتر و بیشتر از آن است که مجلس در حد کنونی بتواند از پس آنها برآید. من دو بار به آقای روحانی رای داده‌ام. در سال ۹۲ در اوین و در سال۹۶ بیرون از زندان. خیلی هم برای رای آوردن وی تلاش کردم. از رای خود هم پشیمان نیستم یعنی اگر به همان سال‌ها بازگردیم بازهم روحانی را انتخاب می‌کنم. یعنی تا وقتی نظارت استصوابی باشد و رقبا همان‌ها باشند به روحانی رای می‌دهم اما اگر فرض کنیم که او می‌توانست برای سومین بار کاندیدای ریاست جمهوری شود، دیگر در سال ۱۴۰۰ به او رای نمی‌دهم. معتقدم همه باید بایستیم و بگوییم نظارت استصوابی نمی‌خواهیم چرا که با وعده‌های رهبر فقید انقلاب نمی‌خواند، اصول متعدد قانون اساسی بخصوص دو فصل ۳ و ۵ آن را نقض می‌کند و نتایج دهشتناکی داشته است. این سبک نظارت با شعار میزان رای ملت است ناسازگار است زیرا نظارت استصوابی یعنی خیر مردم را شورای نگهبان تشخیص می‌دهد و به‌جای اینکه مردم بر حکومت نظارت کنند، حکومت بر مردم نظارت می‌کند. به باور من اگر بایستیم و بگوییم نظارت استصوابی نمی‌خواهیم جناح حاکم کوتاه می‌آید. اگر هم به اصل تعیین سرنوشت ملی توسط خود ملت تن نداد و کوتاه نیامد تکلیف ما روشن است .

✅س- برنامه تان برای انتخابات آینده چیست ؟

ج – پیشنهادم برای انتخابات مجلس یازدهم این است که همه‌ی کسانی که خود را شایسته می‌دانند، ثبت نام کنند. اگر شورای نگهبان رد صلاحیتشان کرد اعتراض کنند. حتی می‌توانند در خواست تظاهرات سراسری سکوت را به وزارت کشور تسلیم کنند. اگر به نتیجه کامل نرسیدند، فقط از نامزدهایی که می‌دانند از پس مشکلات کشور و مردم برمی‌آیند، اعلام حمایت کنند، یعنی از افرادی که بعد از معرفیشان شرمنده مردم نشویم. اگر در هر حوزه انتخاباتی کاندیدای مناسبی نداشتیم به مردم بگوییم در این شهر نامزدی نداریم و حتی اگر لازم شد رای ندهیم و دلیل آن را با مردم در میان بگذاریم. مسئولیت این کار که مشارکت مردم را پایین می‌آورد و شور انتخاباتی را کاهش میدهد با استصوابیون است چرا که حکومت را از چهره‌های شایسته خالی می‌کنند.

✅س- در کنار بحث شما فراکسیون امیدی‌ها هم انتقادی به تئوریسن‌های اصلاحات دارند و می‌گویند آنها را در بهارستان رها کرده‌اید؟

ج- شاید انتقاد مشاوره ندادن به آنها بجا باشد اما بعد از نطق خانم سلحشوری و آقای حیدری مشخص شد که مردم چه می‌خواهند، تعلل و انفعال توجیه ندارد. بعد از سخنان این دو نفر بسیاری اعلام کردند که از رای خود راضی هستند و همین نطق‌ها به رای آنها می‌ارزید. اگر این حرکت از سوی ۱۰ نماینده دیگر ادامه یابد و ۳۰ یا ۴۰ نفر آنها داعیه‌دار شفافیت امور، مبارزه با فساد و رفع برخی محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی شوند، جامعه امیدوار می‌شود.

✅س- شما این پتانسیل را در فراکسیون امید می‌بینید؟

بله- این فراکسیون نیروهای کارآمد و معتقد خوبی دارد.

✅س- اما همین جمع در ماجرای شفافیت رای نمایندگان یا وارد بودن سوال علی مطهری نماینده تهران از وزیردادگستری در باره بحث رفع حصر حتی رای فراکسیونی و منسجمی هم نداشتند؟

می‌دانم ولی همان حدود ۶۰ نماینده‌ای که به شفافیت عملکرد و آرای نمانیدگان رای دادند یا همان ۶۰ نفری که سوال مطهری را وارد دانستند می‌توانند کار منسجم و گروهی انجام دهن. ببینید در زمان دکتر مصدق فراکسیون اقلیت مجلس ۸ نفر از حدود ۸۰ نماینده یعنی حدود یک دهم مجلس بود. الان ۶۰ نفر از ۲۹۰ نماینده را تشکیل می‌دهند یعنی فراکسیون امید بیش از دو پنجم مجلس است. همین ۶۰ نفر اگر در مبارزه با فساد و تحقیق و تفحص‌ها از موارد مختلف هم قسم شوند و عمل کنند، جامعه احساس خواهد کرد که رای دادنش اشتباه نبوده است و ما هم به عنوان جمعی که از آنها حمایت کردیم خجالت نمی‌کشیم .

✅س- فکر نمی‌کنید که امیدی‌ها از حضور هماهنگ می‌ترسند؟

اگر راست می‌گوییم که نگران آینده کشوریم باید خود را به آب و آتش بزنیم و با کژی‌ها و کاستی‌ها بجنگیم. در این شرایط حفظ صندلی به هر قیمت معنا ندارد.

باید آن طرف ماجرا را هم ببینیم. درست است که امثال روزنامه کیهان نطق سلحشوری و حیدری را به لجن تعبیر کردند، اما واقعیت این است که با این دو نطق برخورد جدی نشد. این سخنان اگر دوسال پیش عنوان می‌شد، کفن پوشان راهی بهارستان می‌شدند، رادیو و تلویزیون مدام خبر از فتنه جدید می‌داد، قوه قضاییه با صدور اطلاعیه ناطقان را احضار می‌کرد، فرماندهان نظامی برایشان خط و نشان می‌کشیدند و …. اما انصافا از این برخوردها خبری نشد. این خود نشانه خوبی است که باید به آن توجه کرد. جامعه نیز رشد می‌یابد.

✅س- اصلاح اصلاحات مدتی است در بین بدنه اجتماعی این جریان مطرح شده است. این اصلاح باید چگونه و با چه هدفی انجام گیرد؟

اصلاحات یک جریان تاریخی است که حداقل ۱۵۰ سال قدمت دارد، یعنی امیرکبیر، مدرس، مصدق، بازرگان و خاتمی همگی اصلاح‌طلبند، چرا که برغم تفاوت‌ها اشتراکات مهمی دارند که سبب می‌شود زیر یک چتر قرار گیرند؛ دغدغه همگی عقب‌ماندگی بوده و اینکه ایران در جایگاهی که باید قرار ندارد و باید به گونه‌ی مسالمت‌آمیز به‌سمت پیشرفت گام بردارد.

اصلاحات مد نظر این بزرگان البته به‌دلیل ظرف زمانی و شرایط سیاسی متفاوت بوده است. مثلا اصلاحات امیرکبیر دمکراتیک نبود چون ۱۵۰ سال پیش در ایران دموکراسی مفهوم نداشت. اما اصلاحات مصدق هم ضد استعمار بود هم علیه استبداد. پس دموکراتیک بود. امروز هم اصلاحات ۲۰ ساله پس از دوم خرداد ۷۶ به‌دلیل تغییرات ملی و منطقه‌ای و نیز با توجه به تجربیات ما باید اصلاح شود. به روز شدن جریان اصلاحات هم لازم است و هم مفید. یعنی همان نقدی را که به جناح حاکم داریم درمورد خودمان رفع کنیم و اجازه ورود نیروهای تازه نفس و با افکار جدید را به اردوگاه اصلاح‌طلبان بدهیم. ما در صددیم با شعارها و براهین جدید وارد میدان شود اگرچه اصولمان با قبل یکی است و آن توسعه دموکراتیک است.

✅س- در این گفتمان جدید به جز تزریق نیروهای جوان چه تغییراتی را دنبال می‌کنید؟

ج- حساسیت‌ها و تاکیدهای ما تغییر خواهد کرد. ببینید ما در ۲۰ سال پیش این نگرانی را که ایران سوریه یا ونزئلا بشود نداشتیم. ۲۰ سال پیش گرفتار تحریم نفتی و بانکی نبودیم که احمدی‌نژاد و حامیانش ایران را گرفتارش کردند آنچنان که با تحریم نفتی و بانکی امریکا قیمت ارز چند برابر شود.

خلاصه آن که مردم الان اقدام فوری برای حل مشکلاتشان می‌خواهند که باید به آنها توجه شود، اما باید توضیح داد که حل ساختاری و اساسی مشکلات با شاه کلید برگزاری انتخابات آزاد و در نتیجه لغو نظارت استصوابی ممکن است تا بی‌کفایتی و فساد و تبعیض مهار شود.

از سوی دیگر باید به این واقعیت توجه کنیم که اصلاح‌طلبان همه‌ی جامعه را پوشش نمی‌دهند؛ اصولگرایان، طرفداران احمدی نژاد، سلطنت‌طلبها، مارکسیستها و کسانی که هیچ یک از این جریانها را قبول ندارند و نیز شهروندانی که بخش‌هایی از آنها را قبول دارند، در فضای سیاسی کشور ما وجود و حضور دارند و به‌دنبال فرصت برای مشارکت در مدیریت کشورند. به این معنا ما یک جامعه متکثری هستیم که راهی جز این نداریم که حقوق همدیگر را به‌رسمیت بشناسیم و بگذاریم هرکس برنامه بهتری داشت و تعداد بیشتری از مردم از آنها استقبال کردند، زمام اداره کشور را به‌عهده بگیرند.

✅س- پیشنهادتان به دولت وشخص حسن روحانی برای برون رفت از شرایط فعلی چیست ؟

به نظر من رئیس جمهوری باید دو اقدام مشخص را دنبال کند، اول اینکه از رهبری بخواهد همانطور که تصمیم‌گیری در امور اقتصادی را به سران سه قوه واگذار کرد، تصمیم‌گیری در سیاست خارجی را نیز به رئیس جمهور واگذار کند و مثلا فرصت یکساله بدهد تا اگر لازم می‌بیند، با ترامپ وارد مذاکره شود. اگر جواب گرفت و تحریم را برطرف کرد که دهد اما اگر جواب نگرفت مسئولیت بپذیرد و حتی اگر لازم شد کنار برود.

پیشنهاد دوم این است که آقای روحانی از همین حالا شعار انتخابات آزاد بدهد و بگوید که در انتخابات آینده فرصت حضور را برای هر جریان سیاسی قانونگرا فراهم می‌آورد. او مجری انتخابات است و به عنوان رئیس جمهور مجریه موظف به اجرای قانون اساسی است. در قانون اساسی حق حضور در انتخابات به همه گروه های سیاسی داده شده است. اگر این دو گام در داخل و خارج از کشور برداشته شود ما سال خوبی را پشت سر خواهیم گذاشت.

✅س- ما تندروهایی داریم که تریبون‌های پر سر و صدایی دارند. روحانی در پیشبرد برنامه هایش چه باید بکند؟

خوبی تندروهای ایران این است که خودسر نیستند! اگر با آقای روحانی اجازه داده شود آنها هم همراهی خواهند کرد.

شما هم نظر خود را ارسال کنید