نوشتاری از محمد علی آهنگران

محمدرضا شاه و آقای جهانگیری!

دی ۱۷, ۱۳۹۶ ساعت: ۲۱:۳۴ ب.ظ 527 بازدید بدون نظر
من منکر توفیقات دولت روحانی در برخی حوزه های اقتصادی نیستم . منکر این هم نیستم که دسیسه ها و دست های پشت پرده ممکن است تظاهرات و اعتراضات این روزها را مدیریت کند اما حرفهای اخیر آقای جهانگیری مرا به یاد شاه انداخت . یقین دارم مشکل اصلی شاه این بود که گوشش را به مطالبات مردمش بسته بود و نمی دید که مردم از فساد و تبعیض و شکاف طبقاتی و نبود آزادیهای سیاسی به ستوه آمده اند.

محمدرضا شاه و آقای جهانگیری

نوشتاری از محمد علی آهنگران

محمدرضا شاه پهلوی بیست سال آخر حکومتش هرجا رفته بود با خیل عظیم ایرانیانی روبرو شده بود که برایش کف می زدند و هورا می کشیدند و صدای جاوید شاهشان گویی گوش فلک را کر می کرد.. به علاوه شاخص های اقتصادی از جمله رشد بیست درصدی تولید ناخالص ملی هم همه موید این واقعیت بودند که ایران با سرعتی کم نظیر در جهت صنعتی شدن گام بر می دارد.
آنچنان که شاه در کتاب به سوی تمدن بزرگ نوشته : از زمان ملی شدن نفت ایران، درآمد نفت هوشیارانه در برنامه‌های عمرانی برای توسعه صنعت، آموزش و پرورش، بهداشت، کشاورزی، تغذیه، محیط زیست، مسکن، آبادانی و بیمه همگانی سرمایه‌گذاری شده‌است. در سومین برنامه عمرانی کشور در سال چهل و دو ؛ شش ممیز دو دهم میلیارد ریال و در برنامه چهارم عمرانی سال چهل و هفت؛ هشت ممیز پنج دهم میلیارد ریال در پیشبرد و شکوفایی اقتصاد ایران سرمایه‌گذاری شده‌است.صنعت ذوب‌آهن ایران که مادر دیگر صنایع ایران بود رو به گسترش روزانه نمود. صنایع پتروشیمی ایران از دیدگاه جهانی رتبه اول را دارد و در خاور میانه بی همتا است.
آنچه شاه از پیشرفتهای صنعتی و اقتصادی اش نام می برد در سالهای بعد نیز ادامه یافت ایران خودرو از آغاز کار خود اتومبیل‌های ساخت ایران را علاوه بر بازار داخلی به بیش از ده کشور اروپایی آسیایی و آفریقایی صادر می‌کرد. در سال پنجاه و شش ایران خودرو از کارخانه هیوندای کره جنوبی اتومبیل‌های بیشتری تولید کرده‌بود. همچنین کارخانه‌های کفش تولید ایران چون کفش ملی و کفش بلا و غیره به تمام کشورهای خاورمیانه کفش صادر می‌کردند. علاوه بر صدها واحد کوچک صنعتی بیش از یک صد واحد بزرگ صنعتی و تولیدی نیز بکار افتاده بود
باری با همه این اوصاف شاهنشاه ایران در هفته های آخر حضورش در ایران و ایام انزوا و بیماری اش در غربت با لحنی که هم دلزدگی و هم طعن در آن سراغ می توان کرد می پرسید این مردم ایران چه نوع ملتی اند؟ بعد از همه کارهایی که ما برایشان انجام دادیم باز هم راه انقلاب را برگزیدند.
آقای اسحاق جهانگیری دیروز در واکنش به تظاهرات اعتراضی در برخی از شهرها با بیان اینکه در زمینه اقتصادی دولت دستاوردهای خوبی داشته است، گفت: سال گذشته رشد اقتصادی نه درصد بود که رشد سرمایه‌گذاری مثبت و تورم هم تک رقمی شد. سال گذشته ششصد هزار شغل و در شش ماهه اول امسال هم هفتصد هزار شغل درست شده است.
من منکر توفیقات دولت روحانی در برخی حوزه های اقتصادی نیستم . منکر این هم نیستم که دسیسه ها و دست های پشت پرده ممکن است تظاهرات و اعتراضات این روزها را مدیریت کند اما حرفهای اخیر آقای جهانگیری مرا به یاد شاه انداخت . یقین دارم مشکل اصلی شاه این بود که گوشش را به مطالبات مردمش بسته بود و نمی دید که مردم از فساد و تبعیض و شکاف طبقاتی و نبود آزادیهای سیاسی به ستوه آمده اند. اما آقایان روحانی و جهانگیری و دولت دوازدهم باید بدانند مردم و طبقات فرو دست شرایط سختی را تحمل می کنند و صحبت از توفیقات دولت بدون لمس اثر محسوس در زندگی مردم گرهی از مشکلات باز نمی کند و رفتن به بیراهه است.
تا دیر نشده مطالبات مردم را در اولویت قرار داده راه را بر سوء استفاده دشمنان ملت و ضد انقلاب ببندید. آستین بالا بزنید و تا دیر نشده اقدام عاجلی صورت دهید

شما هم نظر خود را ارسال کنید