لغو کنسرت ها ؛ به نفع یا ضرر جمهوری اسلامی

مرداد ۱۸, ۱۳۹۵ ساعت: ۱۸:۳۸ ب.ظ 619 بازدید یک نظر
منطقی، اصولی و به نفع حیثیت نظام نیست که مردم به سیستم اعتماد کنند ولی از با بی‌اعتمادی مواجه شوند. همه بخش های نظام باید اعتماد زا باشند نه اعتماد زدا؛ این یک الزام راهبردی است.

 کنسرت سالار عقیلی هم در خراسان لغو شد؛ دادستان سبزوار 2 روز مانده به برگزاری کنسرت این هنرمند، به پلیس دستور اکید داد که هر چه سریع تر جلوی کنسرت را بگیرد.

در این باره نکاتی چند قابل تأمل جدی است:

1 – برگزاری هر کنسرتی مستلزم گذر از مراحل متعدد قانونی است. این گونه نیست که یک گروه به دلخواه خود بخواهد کنسرت برگزار کند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره اماکن نیروی انتظامی و سایر مسؤولان مرتبط، انطباق های قانونی را انجام می دهند و بر اساس قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی ایران، تصمیم به صدور یا عدم صدور مجوز می گیرند.

برگزار کنندگان نیز بر اساس اطمینانی که به ساز و کارهای جمهوری اسلامی ایران دارند، برنامه ریزی و هزینه می کنند و مردم نیز بر اساس همین اطمینان، بلیت می خرند و وقت شان را تنظیم می کنند.

منطقی، اصولی و به نفع حیثیت نظام نیست که مردم به سیستم اعتماد کنند ولی از با بی‌اعتمادی مواجه شوند. همه بخش های نظام باید اعتماد زا باشند نه اعتماد زدا؛ این یک الزام راهبردی است.

2 – ایران کشوری است یکپارچه و نه ملوک الطوایفی. قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز عام هستند و بر جای جای این کشور حاکم اند؛ این گونه نیست که قوانین در استانی نافذ باشند و در استانی دیگر، بی اعتبار.
استان خراسان رضوی نیز از این قاعده حکمرانی مستثنی نیست. هیچ مقامی نباید بخشی از قلمرو جمهوری اسلامی ایران را از شمول قوانین نظام خارج کند.

3 – قصاص قبل از جنایت، فاقد هر گونه جایگاه حقوقی است و نمی توان قبل از برگزاری یک کنسرت گفت که حین برگزاری آن، جرمی صورت خواهد گرفت و بر اساس این پیشگویی، تمام ساز و کارهای قانونی را نادیده گرفت و از برگزاری اش جلوگیری کرد. این رویکردها، بین مردم ایجاد نارضایتی می کند.

4 – مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران نباید احساس تبعیض کنند. یک شهروند خراسانی، همان قدر حق دارد که یک ایرانی مقیم تهران. وقتی شهروند اولی می بیند که در تهران، مردم با حمایت مسوولان و از جمله با تدبیر دستگاه قضایی، به راحتی در برنامه های فرهنگی و هنری مانند کنسرت ها شرکت می کنند ولی در شهر خودش، مردم حق ندارند ساعتی را از برنامه های مشابه بهره مند شوند، قطعاً احساس تبعیض می کند.
مسوولان بدانند چنین احساس هایی وقتی روی هم تلنبار می شوند، می توانند به عقده ها و نارضایتی هایی تبدیل شوند و مشکلات بعدی را به وجود آورند که قطعاً به نفع نظام اسلامی نیست.

5 – وقتی خواننده ای مانند سالار عقیلی، در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی ایران، برنامه اجرا می کند و مورد تقدیر هم قرار می گیرد ولی در گوشه ای دیگر از این کشور، از اجرای برنامه منع می شود، آیا احساس دوگانگی در حاکمیت به شهروندان دست نمی دهد و آیا این احساس، به زیان جمهوری اسلامی نیست؟!

6 – این که یک مسؤول در استان خراسان رضوی با برداشت کاملاً شخصی خود از دین، کل شهر مشهد را حرم امام رضا(ع) بداند و شخصاً جلوی هر گونه کنسرتی را در کل شهر بگیرد و سپس این نگاه به کل استان تعمیم یابد، آیا با سیاست نزدیک کردن جوانان به دین همسو هست یا باعث بدبینی برخی جوانان و نوجوانان به دین می شود چرا که می پندارند دین محدودیت های غیر ضروری برایشان ایجاد می کند!

لذا فارغ از مسائل مرتبط با فرهنگ و هنر، اگر بخواهیم صرفاً از منظر حفظ منافع نظام جمهوری اسلامی ایران نیز به این موضوع بنگریم مجموع آنچه گفته شد می طلبد که مسؤولان دولت و قوه قضائیه ، فارغ از هر گونه سوگیری سیاسی، در این باره به توافق مشترک و مبتنی بر خردمندی و منافع ملی برسند و به این وضعیت که اصلاً در شأن نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، خاتمه دهند.

نظرات

شما هم نظر خود را ارسال کنید