قرآن از چه زمانی جزء‌بندی شد؟

خرداد ۲۰, ۱۳۹۷ ساعت: ۰۴:۱۲ ق.ظ 751 بازدید ۳ نظر
البته من با سی جزء بودن قرآن مخالف نیستم ولی معتقدم نباید امور غیر مقدس را مقدس پنداشت. چراکه این کار علاوه بر اینکه خود باطل است، به تقدس زدایی از امور مقدس منجر می شود.

قرآن از چه زمانی جزء‌بندی شد؟ توجه به مقدسات غیر مقدس

یادداشتی از: عبدالزهرا شاهرودی
 دیروز در جلسه ای با گروهی از دوستان بودیم و صحبت قرائت روزانه قرآن پیش آمد. یکی از دوستان که بسیار به اعمال و سنت ها پایبند است، در مقام اظهار معجزه برای قرآن، اشاره کرد که «همینکه قرآن سی جزء است نشان آن است که باید در هر روز از سی روز ماه رمضان خوانده شود و چه دلیلی بهتر از این؟ و این از کرامات قرآن است». یکی دیگر از حضار هم کمی سختگیری کرد و می گفت «شاید  این سی جزء بودن را بتوان دلیلی بر لزوم قرائت هر جزء در هر روز دانست.»

گفتم :«خدا رحم کرد که نگفتید بیش از یک جزء خواندن محل اشکال است.»

همین داستان مرا به یک نکته عمیق رهنمون شد که خواستم با شما در میان بگذارم.

گاه اموری غیر مقدس که توسط انسانها با هدفی روشن ، انجام می شود، به سبب پیوندی که با امور مقدس می یابند، بی جهت مقدس می شوند. نمونه اش هم همین  «سی جزء بودن قرآن» که در روزگار خلفای بنی عباسی و به دستور مأمون یا منصور عباسی و برای راحت تر بودن تعلیم قرآن تحقق یافته و از امروز  به عنوان رکنی از ارکان قرآن تلقی می شود. جالب اینکه امام صادق به گونه ای دیگر قرآن را جزء بندی کرده بودند.

قرآن از چه زمانی جزء‌بندی شد؟ توجه به مقدسات غیر مقدس

البته من با سی جزء بودن قرآن مخالف نیستم ولی معتقدم نباید امور غیر مقدس را مقدس پنداشت. چراکه این کار علاوه بر اینکه خود باطل است،  به تقدس زدایی از امور مقدس منجر می شود.

مناسب است با هم سیر سی جزء شدن قرآن را  بخوانیم*:

تقسیم قرآن مجید به «جزء» و «حزب» به منظور آسان‌ شدن تعلیم و فراگیرى آن انجام گرفته است، امّا این‌که این کار از چه زمانی صورت گرفته است میان قرآن پژوهان اختلاف نظر وجود دارد:

۱٫ تقسیم قرآن به جزء، در زمان پیامبر اکرم(ص) سابقه داشته،[۱] و احادیثی حاکى از آن است که در دوران رسول خدا قرآن به اجزایى تقسیم شده بود.[۲] از مالک نقل کرده‌اند: مصحفى از جدش ارائه نمود که هم‌زمان با مصحف عثمان نوشته شده بود و در آن نشانه‌هایى وجود داشت.[۳]

همچنین نقل شده است که امام صادق(ع) مصحفى داشته‌اند که به چهارده جزء تقسیم شده بود.[۴]

ولى آن نوع تقسیم‌بندى با آنچه امروز داریم تفاوت دارد. آنها قرآن را به ۳ سوره، ۵ سوره، ۶ سوره، ۹ سوره، ۱۱ سوره و ۱۳ سوره و حزب مفصل تقسیم می‌کردند؛ یعنى ۳ سوره اول، بقره و آل عمران و نساء بوده و ۵ سوره بعدى مائده، انعام، اعراف، انفال، براءه … و حزب مفصل هم از سوره «ق» تا آخر قرآن بوده است‌.[۵]

۲٫ تقسیم قرآن به سى جزء و هر جزء به چهار حزب، پس از دوران «حجاج» و به منظور تسهیل در امر تدریس و فراگیرى قرآن انجام گرفت.[۶] زرکشى در این‌باره می‌گوید: «مشهور شدن تقسیم قرآن به سى جزء، مانند شهرت تقسیم هر حزب به ربع‌ها از طریق مدارس علمى و بعضى جاهاى دیگر بوده است».[۷]

۳٫ ابو الحسن على بن محمد سخاوى (متوفاى ۶۴۳) از دانشمندان بزرگ در ادب و فقه و قرائات که در دمشق می‌زیست، در کتاب «جمال القراء»، تقسیم‌بندى قرآن را به ۳۰ جزء و هر جزئى را به ۱۲ قسمت، که مجموعاً ۳۶۰ قسمت باشد، به دانشمند نامى ابو عثمان عمرو بن عبید (متوفاى ۱۴۴) که از شیوخ معتزله و مردى زاهد پیشه بود، نسبت می‌دهد و می‌گوید که او با درخواست منصور (خلیفه عباسى‌ متوفاى ۱۵۸) این کار را انجام داده است. منصور دوانیقى از وى خواست تا قرآن را بر حسب ایام سال تقسیم‌بندى کند و براى تنظیم حفظ و قرائت روزانه قرآن آماده گردد. او به درخواست منصور پاسخ مثبت داد و با نظمى استوار این تقسیم‌بندى را انجام داد و در پایان هر جزء با خطّ زرّین نشانه‌گذارى کرد. منصور آن‌را به فرزند خود مهدى تعلیم داد و سپس دیگران پیروى کرده، و کم کم این تقسیم‌بندى میان مسلمانان رواج یافت.[۸]

۴٫ گفته شده: تقسیم قرآن به قسمت‌هاى ده‌گانه و پنج‌گانه و حزب و جزء و تعیین علامت و نشانه براى آنها، به‌ دستور مأمون عباسى انجام گرفته است.[۹]

اما آنچه مشهور است این است که؛ تقسیم‌بندی‌های موجود در قرآن کریم وحیانی نبوده، بلکه این کتاب آسمانی در دوره‌های بعدی و برای دسترسی بهتر برای قرائت و تدریس قرآن رده بندی شده است.

—————————————————————————–

[۱]. رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص ۵۴۴، امیر کبیر، تهران، چاپ سوم، ۱۳۶۹ش.

[۲]. ر.ک: سجستانی، أبو داود سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، محقق: عبد الحمید، محمد محیی الدین، ج ۲، ص ۵۵ – ۵۶، المکتبه العصریه، صیدا، بیروت، بی‌تا؛ ابن کثیر قرشی، إسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، محقق: سلامه، سامی بن محمد، ج ۷، ص ۳۹۲، دار طیبه للنشر و التوزیع، چاپ دوم، ۱۴۲۰ق؛ قرطبی، یوسف بن عبد الله، الاستذکار،  تحقیق: محمد عطا، سالم، معوض، محمد علی، ج ۲، ص ۴۷۵ – ۴۷۹، دار الکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۱ق؛ ابن حجاج مروزی، محمد بن نصر، مختصر قیام اللیل، ص ۱۵۶، حدیث أکادمی، فیصل آباد، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.

[۳]. دانی، عثمان بن سعید، المحکم فی نقط المصاحف، ص ۱۷، دار الفکر، دمشق، چاپ دوم، ۱۴۰۷ق.

[۴]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‌۲، ص ۶۱۸، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

[۵]. سیوطی، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج ‌۱، ص ۲۲۳، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق؛ زرکشى، محمد بن عبد الله، البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص ۳۴۵، دار المعرفه، بیروت، چاپ اوّل، ۱۴۱۰ق؛ تاریخ قرآن، ص ۵۴۴٫

[۶]. ر.ک: صالح، صبحی ابراهیم، مباحث فی علوم القرآن، ص ۹۳ – ۹۷، منشورات الرضى‌، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۲ش.

[۷]. البرهان فی علوم القرآن، ج ‌۱، ص ۳۴۹٫

[۸]. سخاوی، على بن محمد بن عبد الصمد، جمال القراء و کمال الإقراء، ج ‌۱، ص ۴۵۳ – ۴۵۴، مؤسسه الکتب الثقافیه‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۹ق؛ معرفت‌، محمد هادى، علوم قرآنى، ص ۱۷۵ –  ۱۷۶، مؤسسه فرهنگى التمهید، قم، چاپ چهارم، ۱۳۸۱ش.

[۹]. به نقل از: البرهان فی علوم القرآن، ج ‌۱، ص ۳۴۹؛ علوم قرآنى، ص ۱۷۵٫

*اسلام کوئست

نظرات

شما هم نظر خود را ارسال کنید