گزارشی از کارهای انسان دوستانه علی کریمی

تیر ۲۹, ۱۳۹۳ ساعت: ۱۷:۳۷ ب.ظ 4,971 بازدید بدون نظر

 

 

 علی کریمی، کاپیتان سابق تیم ملی و کاپیتان سالهای اخیر پرسپولیس امروز (یکشنبه ۲۹ تیر۹۳) از بازی در زمین فوتبال خداحافظی کرد.

او که در سال های اخیر با نامهربانی های زیادی مواجه بود، بالاخره امروز تصمیم به آویختن کفش هایش گرفت و با مستطیل سبز خداحافظی کرد.

علی کریمی و چندتن از بازیکنان دیگر تیم ملی در بازی با کره جنوبی در روز ۲۷ خرداد ۸۸ با بستن مچ بندهای سبز حرکتی اعتراضی را برای وقایع آن روزها ترتیب دادند.

علی کریمی بعد ها در شهریور سال ۹۰ هم پیراهن خود را به خانواده اشکان سهرابی کشته شده وقایع88 اهدا کرد. اشکان سهرابی، دانشجویی بود که در جریان اعتراضات خیابانی سال ۸۸ در روز ۳۰ خرداد هدف گلوله قرار گرفت. این حرکت علی کریمی البته به مذاق رسانه های اصولگرا و صدا وسیما خوش نیامد و در برنامه ها و مطالبی از او انتقاد کردند. با این حال مادر اشکان سهرابی در گفت و گو ها گفت: “از طرف من از آقای کریمی تشکر کنید و بگویید باعث افتخار همه ی مردم ایران هستند و از طرف اشکان از کل بچه های پرسولیس و به خصوص آقای کریمی و مهدوی کیا که خیلی مورد علاقه پسر من بودند به خاطر شجاعتشان قدردانی کنید. هرچه که بقیه می خواهند بگویند برای من مهم نیست. اما امیدوارم به خاطر این هدیه برای ایشان مشکلی پیش نیاید.”

علی کریمی علاوه بر اینکه امتحان خودش را در قبال مردم پس داده، با حرکت های جوانمردانه و نیکوکارانه ای که در طول مدت بازیکنی اش انجام داد، نشان داد به معنای واقعی کلمه یک فوتبالیست مردمی است. او بارها در حرکات خیرخواهه به کودکان و نیاز مندان کمک کرده است. در زیر خلاصه ای از کارهای انسان دوستانه او می آید:

یک- وقتی به معصومی چک سفید داد

بابک معصومی را که می شناسید.کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از مدتها مبارزه با سرطان، سرانجام از دنیا رفت. در روزهای اول بستری شدن معصومی، خانواده این بازیکن فوتسال به دلیل هزینه های سنگین درمان در وضعیت خوبی نبودند.معصومی در سالهای نه چندان دور همبازی علی کریمی در روزگاری بود که جادوگر در زمین فوتسال ستاره بود و همه را دربیل می زد.علی کریمی وقتی به عیادت معصومی رفت زیاد در بیمارستان نایستاد. با معصومی چند کلمه حرف زد. بعد هم یک پاکت سفید را به برادر معصومی داد و از بیمارستان رفت.وقتی پاکت را باز کردند داخل آن چک سفیدی بود که امضای علی کریمی را به همراه داشت. آن سال که علی کریمی را به جرم آب خوردن در ماه رمضان از باشگاه استیل آذین اخراج کردند، معصومی در مصاحبه ای گفت: «مردم باید بدانند زمانی که پزشکان از من قطع امید کرده بودند، فقط علی کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینه های بیمارستان مرا پرداخت کرد. با هزینه او از یک اتاق عمومی به اتاق اختصاصی رفتم و تمام هزینه های مربوط به درمانم را هم او پرداخت کرد .تا قبل از این مصاحبه معصومی، کسی از این ماجرا مطلع نبود. جالب آنکه بسیاری از مسئولین ورزش بارها با حضور در بیمارستان، مقابل دوربینهای تلویزیونی و عکاسان رسانه ها، وعده کمک به معصومی را داده بودند. اما پس از پخش تصاویر در تلویزیون و چاپ عکسها، وعده هایشان را فراموش کردند.  اما کریمی وعده ای نداد. بی سر و صدا و به دور از حضور دوربینها فقط انسانی عمل کرد. حتی شنیده شد کریمی می خواسته معصومی را برای معالجه به آمریکا بفرستد اما زمانی که شرایط ادامه درمان در ایران مهیا شد این اتفاق منتفی شد. هر چند سرطان معصومی وضعیت او را بحرانی کرده بود و پزشکان از او قطع امید کرده بودند.کریمی یکی از کسانی بود که همیشه به یاد معصومی بود و در مراسم ختم بابک معصومی سنگ تمام گذاشت.

دو-منش پهلوانی علی کریمی در تقدیر از یک جانباز

علی کریمی، کاپیتان پرسپولیس،در یکی از بازیهای پرسپولیس در مقابل صبا  پس از حضور روی نیمکت پرسپولیس حرکت زیبایی انجام داد. او پس از تعویض در نیمه دوم دیدار مقابل صبا، پس از دست دادن با اعضای نیمکت‌نشین پرسپولیس، با جانباز ویلچر‌نشینی که کنار نیمکت این تیم مسابقه را تماشا می‌کرد هم روبوسی کرد و او را در آغوش گرفت و چند دقیقه ای با این جانباز جنگ تحمیلی صحبت کرد و از احوال و سلامتی جانباز پرسید. کار به جایی رسید که جانباز اشک در چشمانش حلقه زد. کار کریمی خیلی زود مورد توجه شاترهای عکاسان ورزشی قرار گرفت و همین که علی کریمی دید که عکاسان دور و بر او و جانباز هستند از جانباز دور شد تا حرکتش به مفاهیم شعاری تفسیر نشود. اما یک عکاس توانست از صحنه عکس بگیرد و تصویر منتشر شد. جانباز به رسانه ها گفت که کریمی به او گفته است اگر جانباز نمی شده امنیت بدست نمی آمده تا مسابقات فوتبال برگزار شود. چند بازیکن را دیده اید که به سراغ جانبازان کنار زمین های برگزاری مسابقات لیگ برتر بروند؟

سه-وقتی آرزوهای بلندقدترین مرد ایران را برآورده کرد

شاید آن برنامه تلویزیونی را دیده باشید که بلند قدترین مرد ایران در آن شرکت کرد و از آرزوهایش گفت. این بلند قدی البته یک بیماری بود. قد یک جوان بیمار، به خاطر عملکرد نامناسب غدد داخلى و تشخیص نادرست پزشکان بسیار بیشتر از حد متعارف رشد کرده بود. این پسر بلند قد شمالی البته به لحاظ مالى هم در شرایطى نبود که از پس هزینه هاى سنگین عمل جراحى برآید. مرتضى مهزاد در گفتگوى خود با نشریات محلی و یک برنامه تلویزیونی از آرزوهایش یاد کرده و داشتن یک دستگاه کامپیوتر و ملاقات با على کریمى را رویاهای خود دانسته بود . علی کریمی با اطلاع از این موضوع، در رستورانى در خیابان سئول، صحنه های زیبایی را رقم زد. عکسی که کریمی این جوان بلندبالا را در آغوش گرفته، در رسانه ها منتشر شد. گرچه رسانهای شدن این مسئله برخلاف میل کریمی و صرفاً به دلیل همان برنامه تلویزیونی در ملاقات کریمی و مهزاد رخ داد. اما پس از آن ملاقات، کسی متوجه نشد کریمی تا چه اندازه در شاد کردن دل مرتضی مهزاد پیش رفته است. کریمی برای مرد قد بلند هم کامپیوتر خرید و هم هزینه های عمل جراحی او را پرداخت کرد. جادوگر آرزوهای بلند قدترین مرد ایران را به همین راحتی برآورده کرد.

چهار-رسیدگی به کودکان و سالمندان بی سرپرست

می گویند کریمی زیاد به شیرخوارگاهها و محل نگهداری کودکان بی سرپرست زیاد سر می زند.اما یکی از سر زدن ها رسانه ای شده و عکسهایش در سایت ها و روزنامه ها به چاپ رسیده که هنوز هم دست به دست می شود.در منطقه محروم پیشوای ورامین، در موسسه ای به نام «خانه سازندگان فردا» حدود ۱۲۰ نفر زندگی می کنند. از بچه های بی سرپرست گرفته تا سالمندان. این مجموعه هیات امنایی دارد که متشکل از افراد خیر، تحصیل کرده و اساتید دانشگاه است. بین اعضای هیات امنا، یک فوتبالیست هم به صورت افتخاری حضور داشت و شرط حضورش این بود که کسی متوجه نشود آنجا فعالیت می کند اما یکی دیگر از اعضای این موسسه خیریه، نام او را افشا کرد. این فوتبالیست کسی نبود جز علی کریمی. اما کریمی چه کارهایی را برای این موسسه انجام می دهد؟ می گویند برنج سالیانه این موسسه را تامین می کند. کمکهای نقدی، پوشاک و تهیه کولر برای آن منطقه بسیار گرم از دیگر اقدامات کریمی است. علی کریمی همچنین رختشوی خانه مدرن و بسیار گرانقیمتی را هم خریداری کرد و به این موسسه اهدا کرد. غیر از ارسال کمک، هر وقت فرصت کند سری به آنجا میزند و با بچه ها، فوتبال گل کوچک بازی می کند. هرچند بازهم شنیده ایم که او مشابه این کارها را در موسسات خیریه دیگر هم انجام می دهد.کریمی یک پهلوان واقعی است. نه؟

پنج- نحوه برخوردش با کودکان کار

مطلبی که می خوانید  در شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها بارها و بارها به اشتراک گذاشته شد. این مطلب روایت یک شاهد عینی از برخورد علی کریمی با کودکان خیابانی و کودکان کار و گل فروش ها و آدامس فروشهای سرچهارراههاست که خواندنش مو را بر تن آدم سیخ می کند. بخوانید:«هیچوقت یادم نمی‌رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می‌کردم. وقتی به چراغ قرمز ۱۸۰ ثانیه‌ای‌اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم. داشتم دیالوگ‌های معمولم در مورد چراغ قرمز‌ها و ترافیک‌های تهران را زمزمه می‌کردم که کودکی رو به من کرد و گفت: «آقا فال می‌گیری» چند قدم آن طرف‌تر دخترک گلفروش با شاخه‌های لاله صدا زد: «آقا گل بخردیگه… خواهش می‌کنم». جمله‌اش تمام نشده بود که با غرور تمام، شیشه پنجره را بالا دادم تا صدایشان را نشنوم و مزاحم نشوند! وقتی چنین برخوردی را از من دیدند بی‌خیال شدند و رفتند سراغ راننده اتومبیل کناری‌ام. رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین‌ها متمایز گردد. پس از چند ثانیه دیدم پسرک فالگیر با صدای بلند گفت: «بچه‌ها… بچه‌ها بیایین علی کریمیه… بازیکن پرسپولیس…» در یک چشم به هم زدن، پنچ شش نفر از کودکان کار، دور ماشینش را گرفتند. من هم بی‌اختیار سرم را چرخاندم تا عکس‌العمل علی کریمی را ببینم. او با لبخندی دنباله‌دار از همه کودکان فال و گل و شکلات گرفت تا آن‌ها را خوشحال کند. چراغ سبز شد و بچه‌ها هنوز بی‌خیال کریمی نشده بودند. علی کریمی که با بوووووق ماشین‌های پشت سرش مواجه شده بود، اتومبیلش را حرکت داد و بعد از چراغ قرمز، ماشینش را نگه داشت. من هم از روی کنجکاوی پشت سر جادوگر ایستادم.کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد. امضا داد و تمام گل‌های لاله گلفروش را خرید و چند فال حافظ هم گرفت. برایم عجیب بود. مگر می‌توان باور کرد جادوگر که گاهی حوصله خودش را هم ندارد اینطور برخورد کند؟دخترک گلفروش از فرط خوشحالی نمی‌دانست چکار کند و بالا و پایین می‌پرید. کریمی که دیگر نمی‌دانست چکار کند، با صدایی خش‌دار گفت: «بچه‌ها باید بروم سر تمرین. دیرم شده.» خداحافظ… خداحافظ» کودکان کار نیز با تشویق چند ثانیه‌ای علی کریمی… کریمی دوستت داریم، او را بدرقه کردند…!»

شش-کمک کریمی به یک هنرمند بی بضاعت

بازهم می گویند علی کریمی روابط خوبی با برخی هنرمندان و بازیگران سینما دارد. در تمرینات و گاهی روی سکوهای ورزشگاه می توان او را همراه با یکی از بازیگران سریالهای تلویزیونی دید. اما داستان احمدرضا پورمخبر فرق می کند. این بازیگر طنز سینمای ایران هم به شدت مورد علاقه علی کریمی بود. این بازیگر توانا روابط جالبی با کریمی داشت  در یکی از مجلات خانوادگی  از دیدارهای کریمی و پورمخبر نوشته شده بود. با این توضیح که وقتی گفتگویشان به پایان می رسد، پورمخبر در بیرون خانه اش وانتی را میبیند که برخی لوازم منزل در آن گذاشته شده و هدیه ای از سوی علی کریمی است . پورمخبر فقط یک نمونه است از هنرمندان بی بضاعتی که علی کریمی به طرز جالبی حتی هوای آنها را هم دارد. چه می کند این علی کریمی!

هفت-کمک به یک زن دردمند و نوزاد درد دار!

در روزهای بحرانی پرسپولیس و در حالی که هواداران پرسپولیس در مقابل ورزشگاه درفشی‌فر جلوی علی کریمی را برای بازگشت به تیم می‌گرفتند، یک مادر درخواست دیگری از وی داشت.‌ پس از اخراج علی کریمی از سوی مانوئل ژوزه این بازیکن در ورزشگاه درفشی فر حاضر می شد و به طور اختصاصی و تنهایی تمرین می کرد.چند روزی بود که وقتی کریمی می خواست از مجموعه درفشی فر خارج شود، هواداران پرسپولیس جلوی خودروی او را می گرفتند و می خواستند که به تیم برگردد اما روز پنج شنبه هفته گذشته یک مادر که کودک هفت ماهه اش را در بغل داشت از کریمی خواست به صحبت هایش گوش دهد. در حالی که همه فکر می کردند وی هم خواهان بازگشت کریمی به پرسپولیس است، از بیماری خاص فرزندش که هزینه های سنگینی دارد سخن گفت و درخواست کمک کرد و چهره کودک هفت ماهه نشان می داد که او یک بیماری خاص و دردناک دارد. جادوگر وقتی اوضاع و احوال نوزاد هفت ماهه را دید، تمام هزینه های درمان این کودک را تقبل کرد.

هشت-تقدیم پیراهن به چاق ترین پسر ایران

علی کریمی در یک کار خیرخواهانه دیگر و در یکی از بازیهای پرسپولیس مقابل صبا در قم پیراهنش را به چاق‌ترین پسر ایران داد. علی کریمی در بین دو نیمه بازی پرسپولیس و صبای فصل گذشته لیگ برتر، پیراهنش را به محسن پورمحمدی چاق‌ترین پسر ایران اهدا کرد. پورمحمدی ۱۷۵ کیلو وزن دارد در حالی اشک شوق در چشمانش حلقه زده بود از کریمی تشکر کرد.در آن روزها که دنیزلی سرمربی پرسپولیس بود هم تحت تاثیرقرار گرفت و به همراه مهدی مهدوی کیا به سمت چاق ترین پسر ایران رفتند و با او خوش و بش کردند.کریمی به محسن گفت که باید قول بدهد لاغر شود و او هم چنین قولی داد. محسن پورمحمدی تپل ترین پسر ایران توسط احسان علیخانی و در برنامه ماه عسل به مردم شناسانده شد. هر چند مرتضی مهرزاد بلندقدترین پسر ایران با ۲۴۳ سانتیمتر قد در برنامه احسان علیخانی از آرزویش برای دیدار با علی کریمی صحبت کرد ولی تپلترین پسر کشورمان که ۱۷۵ کیلوگرم وزن دارد، آنقدر خجالتی بود که هرگز در این مورد صحبتی نکرد .محسن معتقد است که همه چیز در حد یک اتفاق بوده و او خیلی اتفاقی به آرزویش رسیده است. آرزویی به کوچکی داشتن پیراهن علی کریمی. به هر ترتیب مطالبی که خواندید تنها گوشه ای کوچک از  جوانمردیها و بزرگواریهای پهلوان واقعی و به تمام معنا علی کریمی است. شاید به جرات بتوان گفت که نظیر او در فوتبال ایران وجود ندارد. یکی از اهالی ورزش می گفت وجود علی کریمی در چنین دور و زمانه ای برای جامعه ایران زمین، همچون گوهری کمیاب و دُری نایاب، ارزشمند است.ای کاش بازیکنان دیگر فوتبال ایران که این روزها دستشان دیگر خیلی به دهانشان می رسد علی کریمی را الگویشان قرار دهند و زکات قراردادهای چند صدمیلیونی شان را مثل مالیاتهایی که پرداخت می کنند، بدهند! البته اگر این شعر یادشان بیاید که بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند!

حال در خبرها آمده است که او اعلام کرده از دنیای بازیکنی فوتبال خداحافظی کرده است.

کریمی پیش از این یک بار در زمانی که پیراهن پرسپولیس را به تن داشت، پس از شکست سرخ پوشان در دیدار پایانی جام حذفی برابر سپاهان اصفهان همراه با مهدی مهدوی‌کیا از فوتبال خداحافظی کرده بود، ولی مدتی بعد از تصمیم خود منصرف شد و با پوشیدن پیراهن تراکتورسازی به فوتبال بازگشت.

کریمی مرد سال ۲۰۰۴ فوتبال آسیا نیز شناخته شد و سابقه بازی در بایرن مونیخ و شالکه را نیز در کارنامه دارد. او ۱۲۷ بازی ملی را به نام خود ثبت کرد و در جام‌جهانی ۲۰۰۶ نیز یکی از ۲۳ بازیکن تیم ملی بود.

حالا علی کریمی در پستی که در صفحه اینستاگرام خود نوشته آورده است:

به نام خالق هستی

میخی بر دیوار کوبیدم و کفش‌ها را آویختم

خداحافظی همیشه تلخ و ناگوار است. جدایی از عشقی که تار و پود وجودت را در تصرف دارد، کار آسانی نیست. یک بار صرفا تحت تاثیر خداحافظی غریبانه مهدوی‌کیا تصمیمی احساسی گرفتم و از فضای اندوه بار آن همه بی اعتنایی مرا از فوتبال بیزار کرد و خود را در پایان دیدم.

هر چند همین تصمیم احساسی و عجولانه باعث شد تا برخی‌ها همه چیز را تمام شده بدانند و مرا با دست خود به مسلخ ببرند. با توجه به شرایطی که در آن قرار دارم راهی جز ترک صحنه برایم نمانده. این تصمیم را در حالی که تمام وجودم را شک، تردید و اندوهی ناشناخته گرفته با مردم خوب و مهربان وطنم به اشتراک می گذارم… تصمیمی قطعی و برگشت ناپذیر.

از این پس هوادار متعصب برای تیم محبوبم پرسپولیس و تیم ملی کشورم خواهم بود. دوست دارم و این را وظیفه خود می‌دانم از تمامی سروران و مهرآفرینانی که من را از یک فوتبال خیابانی به میادین جهانی همراهی و مساعدت کردند تشکر کنم و البته تقاضا دارم تا اشتباهات و خطاهای این حقیر که در مقاطعی موجب آزردگی خاطر، نگرانی و رنجش احساسات پاکشان شده بخشیده و مورد عف قرار دهند.

من علی کریمی هر چه دارم بعد از خدا از فوتبال و محبت مردم است که البته هرگز خود را شایسته این همه محبت و لطف نمی‌دانم چرا که در حقیقت قهرمان واقعی این مرز و بوم آنهایی هستند که به خاطر آرامش من و امثال من از آسایش و جان خود گذشتند تا این آرامش و آسایش نصیب ما شود. از همین رو دورود و سپاس به شهدا و جانبازان راه وطن و آزادی. این عزیزان را شایسته و لایق بالاترین ستایش‌ها می‌دانم.

اما از اینکه نتوانستم با پیراهن تیم محبوبم پرسپولیس فوتبال را ترک کنم اصلا ناراحت نیستم زیر این اتفاق عجیبی نیست. هرگز تن به بازی خداحافظی که متاسفانه در فوتبال ما نوعی حرکت تشریفاتی، تبلیغاتی و بعضا ریاکارانه است نخواهم داد. بسیاری از بزرگان فوتبال ما بی سروصدا خاموش شدند و به گورستان فراموشی رهسپار گردیدند.

در خاتمه قلبا اعلام می‌دارم که با خداحافظی از فوتبال تمامی حوادث و حاشیه هایش را هم در همان زمین خاک کرده و آنچه در این مسیر برایم پیش آمده را تنها چالش‌ها ، رقابت ها و احساسات منطقی می دانم. و بالاخره کلام آخر باز با هواداران که همواره برایم اهمیت بالایی داشته و خواهند داشت: شما همیشه در قلب من خواهید بود. از احترامی که طی این سالها نسبت به من داشته اید لذت بردم و سپاسگزارم.

سرانجام باید از این خاک رفت … خوشا آنکه پاک امد و پاک رفت

خاک پای تمام ایرانیان علی کریمی

شما هم نظر خود را ارسال کنید