خانه » سیاسی » علیرضا بهشتی: مساله حصر باید از بن بست فعلی بیرون بیاید/حل آن به نفع نظام است

علیرضا بهشتی: مساله حصر باید از بن بست فعلی بیرون بیاید/حل آن به نفع نظام است

دی ۱۴, ۱۳۹۵ ساعت: ۲۰:۲۲ ب.ظ 269 بازدید یک نظر
بهشتی: درباره مساله حصر، صرف نظر از پرسش های جدی که درباره اخلاقی، شرعی و قانونی بودن آن هست، اعتقاد دارم باید از بن بست کنونی بیرون بیاید. این یک مساله ملی است که اثرات فراملی هم دارد و باید حل بشود و حل آن به نفع نظام است، مگر عده معدودی که از این وضعیت نفع می برند. خوشبختانه گذشت زمان بسیاری از حقایق را روشن کرده است و نیازی به تکرار اتهامات بی اساس یکطرفه نیست. تاریخ، داور خوبی است.

علیرضا بهشتی: مساله حصر باید از بن بست فعلی بیرون بیاید/حل آن به نفع نظام است

بهشتی: درباره مساله حصر، صرف نظر از پرسش های جدی که درباره اخلاقی، شرعی و قانونی بودن آن هست، اعتقاد دارم باید از بن بست کنونی بیرون بیاید. این یک مساله ملی است که اثرات فراملی هم دارد و باید حل بشود و حل آن به نفع نظام است، مگر عده معدودی که از این وضعیت نفع می برند. خوشبختانه گذشت زمان بسیاری از حقایق را روشن کرده است و نیازی به تکرار اتهامات بی اساس یکطرفه نیست. تاریخ، داور خوبی است.

پدر شهید وی از تشکیلاتی ترین رهبران انقلاب اسلامی به شمار می رفت. کسی که در بدو پیروزی انقلاب، زمانی که هنوز اصلاح طلبی و اصولگرایی معنایی نداشت، نیروهای بانفوذ مسلمان انقلابی را به زیر چتر حزب جمهوری اسلامی را در آورد و در دفتر همین حزب هم به شهادت رسید. شاید بر مبنای تفکرات پدر بود که سید علیرضا بهشتی، فرزند شهید آیت الله بهشتی در سال ۸۷ به همراه جمعی از تئوریسین های اصلاحات جمعیت توحید و تعاون را بنیاد نهاد. تشکلی که برخلاف اکثر گروه های سیاسی در آغاز کار به طور مدون طرح ارائه کرد، مانیفست و گفتمان داشت و نقش زیادی در ترغیب میرحسین موسوی، قائم مقام سابق شهید بهشتی، به حضور در عرصه انتخابات در سال ۸۸ ایفا کرد و بعدا هم سیدعلیرضا بهشتی، دبیرکل این جمعیت، در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری مشاور ارشد نخست وزیر دوران دفاع مقدس شد.
اقدام اخیر برخی از نیروهای اصولگرا برای تشکیل گروه موسوم به “جبهه مردمی انقلاب اسلامی” و اعلام موجودیت آن در محل دفتر سابق حزب جمهوری اسلامی در ذهن برخی شائبه بهره برداری اصولگرایان از نام شهید بهشتی و حزب جمهوری را بوجود آورده و بهانه ای شد تا با دکتر سید علیرضا بهشتی، استاد فلسفه سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس در این باره گفت و گو کنیم:

 

*روز دوشنبه ۶ دیماه جمعی از اصولگرایان در محل دفتر حزب جمهوری تحت عنوان جبهه مردمی نیروهای انقلابی اعلام موجودیت کردند. گفتمان این افراد به نظر شما چقدر با گفتمان حزب جمهوری و شهید بهشتی قرابت دارد؟

یکی از درخشان ترین نقاط حزب جمهوری اسلامی، تأکید دبیرکل آن شهید آیت الله دکتر بهشتی بر اعلام مواضع شفاف و روشنگر در قبال انقلاب، جمهوری اسلامی، قانون اساسی، مشکلات کشور و و اصول و راهکارها برای حل آنها بود. این کار مهم در سال ۱۳۵۹، یعنی در اوج گرفتاری مؤسسان حزب، جنگ، نابسامانی های خرد و کلان در گوشه و کنار کشور، و در حالی صورت گرفت که نظام هنوز مراحل ابتدایی استقرار خود را طی می کرد. در آن سال ها که آزادی های سیاسی در اوج خود قرار داشت، بسیاری از احزاب نوخاسته یا باسابقه، به خصوص تشکل های مسلمان، تلاش جدی در این زمینه صورت ندادند. جای تأسف است که در سه دهه اخیر که نظام مستقر شده و کشور از بحران جنگ بیرون آمده، گروه ها و تشکل هایی تأسیس می شود و اعلام موجودیت می کنند، بدون این که مواضع تفصیلی خودشان را مطرح کرده باشند. یعنی به جای جمع شدن حول مواضع فکری مشترک، بیش تر به صف بندی های سیاسی توجه می شود. به علت همین خلأ بود که در سال ۱۳۸۷، پس از سه سال کار مطالعاتی و گفتگوی جمعی فشرده، جمعیت توحید و تعاون که البته تشکلی اجتماعی بود و نه یک حزب سیاسی، ابتدا مواضع خودش را به نام الگوی زیست مسلمانی تنظیم و منتشر کرد و بعد اعلام موجودیت. منظورم این است که تشکل ها باید حول فکر و دیدگاه مشترک شکل بگیرند و نه در مقابله با دیگران. به عبارت دیگر، تشکل ها باید با تعریف هویت اثباتی خودشان تشکیل شوند و تفاوت گذاری با دیگران فقط جزئی کوچک از آن محسوب می شود. متأسفانه هر وقت به انتخابات ها نزدیک می شویم، تشکل هایی شکل می گیرند که فاقد مواضع و برنامه هستند. شاید بهتر باشد با استفاده از زبان علم سیاست بگوییم این ها احزاب موسمی هستند. یا شاید جبهه های انتخاباتی که فقط در ایستگاه های انتخاباتی فعال هستند و سعی می کنند با استفاده از آتشبار تبلیغاتی، که معمولا در جهت نفی طرف مقابل است، کم کاری هایشان را جبران کنند. در این رابطه، تفاوت زیادی بین دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا نیست. یکی از علل توسعه نایافتگی سیاسی جامعه و حتی نخبگان سیاسی ما بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی همین است. به همین علت است که انتخابات ها بیش تر معرکه جابجایی قدرت است تا فرصتی برای یافتن راه حل ها و برنامه هایی که کشور را از بن بست ها نجات بدهد و مشکلات زندگی روزمره مردم را از طریق برنامه ریزی برای تحول های ساختاری حل کند. از مردم خواسته می شود به پای صندوق های رأی بیایند بدون این که هیچ جناح یا تشکلی برنامه ای ارائه کرده باشد. برای همین است که از آنها خواسته می شود به فرد یا لیستی از افراد رأی بدهند و نه برنامه های معین. طبیعی است که وعده های انتخاباتی تاریخ مصرف کوتاهی پیدا می کنند و برنده یا برندگان انتخابات به شهروندان پاسخگو نیستند. این مقدمات را گفتم تا عرض کنم تا مواضع این گروه مشخص نشود، به صرف انتخاب محل شهادت شهید بهشتی برای اعلام موجودیت، ادعای مطرح شده اصلا قابل آزمودن نیست.

 

*فکر می کنید اقدام اخیر اصول گرایان بهره برداری انتخاباتی از نام شهید بهشتی و حزب جمهوری است؟ نظر شما در این باره چیست؟
ببینید، در حزب جمهوری اسلامی، حتی در شورای مرکزی آن، نوعی تنوع و تکثر وجود داشت که به نظر برخی حتی پاشنه آشیل آن بود و پس از شهید بهشتی و شهید باهنر که توانایی مدیریت آن را داشتند، مایه تفرقه و جدایی جناح های درون حزب شد. از برخی از اعضای هیأت های مؤتلفه، برخی از چهره های محافظه کار، چهره های میانه رو منفرد گرفته تا آقای مهندس موسوی که از سوی شهید بهشتی به عنوان قائم مقام دبیرکل انتخاب شده بودند، همه در کنار یکدیگر فعالیت می کردند. این همکاری بدون توافق نظر بر مبانی که در مواضع اعلام شده حزب (که بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی درسگفتارهای ایشان درباره مواضع را منتشر هم کرده است) مطرح شده بود نمی توانست دوام پیدا بکند. فقط بعد از اتمام این مرحله بود که مقدمات تشکیل اولین کنگره حزب فراهم شده بود که با شهادت شهید بهشتی و بعد از او شهید باهنر، عملا به محاق رفت. حالا باید دید مواضعی که ان شاء الله این گروه جدید منتشر خواهد کرد تا چه اندازه با مواضع حزب جمهوری اسلامی و اصل جمهوریت نزدیک خواهد بود.
این جبهه ای که اعلام موجودیت کرد و روزنامه وطن امروز آن را جبهه جمهوری نامیده، اکثرا از مخالفین سرسخت دولت آقای روحانی هستند. فکر می کنید اگر تشکیلات حزب جمهوری ادامه پیدا می کرد، موضعش در قبال دولت آقای روحانی چه بود؟
من اساسا با این نوع سؤالات به لحاظ روش شناختی موافق نیستم. آقای روحانی هم از اعضای حزب جمهوری بودند یا دست کم در مقام نمایندگی مجلس شورا با آن همراهی می کردند. اما پاسخ این گونه سؤالات واقعا به این صورت، غیرعلمی خواهد بود. باید مواضع فکری افراد و کارنامه عملی شان با آنچه در عمر کوتاه حزب گذشت، آن هم با توجه به شرایط زمانی گذشته و حال، مقایسه، بررسی و تجزیه و تحلیل بشود.

*خوش بین هستید که به زودی رفع حصر صورت بگیرد؟
درباره مساله حصر، صرف نظر از پرسش های جدی که درباره اخلاقی، شرعی و قانونی بودن آن هست، اعتقاد دارم باید از بن بست کنونی بیرون بیاید. این یک مساله ملی است که اثرات فراملی هم دارد و باید حل بشود و حل آن به نفع نظام است، مگر عده معدودی که از این وضعیت نفع می برند. خوشبختانه گذشت زمان بسیاری از حقایق را روشن کرده است و نیازی به تکرار اتهامات بی اساس یکطرفه نیست. تاریخ، داور خوبی است.

*اخیرا پس از سوال دکتر صادقی نماینده تهران از قوه قضاییه، شاهد برخوردهایی با ایشان بودیم. بسیار شنیدیم که شهید بهشتی به عنوان یکی از مسئولان ارشد قضایی بعد از انقلاب سعه صدر و آستانه تحمل بالایی داشتند. خاطره ای از انتقاد پذیری ایشان دارید؟
همه کسانی که با شهید بهشتی بودند، حتی مخالفان ایشان، به سعه صدر و رعایت انصاف در برخورد با مخالفان شان معترف هستند. وقتی کسی در مقام ریاست قوه قضائیه حاضر می شود در مناظره تلویزیونی آزاد، با کسانی که ایدئولوژی صددرصد مخالف داشتند بنشیند و گفتگو بکند، به علت مجهز بودن به دو چیز است: مواضع مستدل، و خودساختگی اخلاقی. در کارنامه سی ساله فعالیت اجتماعی شهید بهشتی، گفتگوی علمی منصفانه و مسالمت آمیز با ادیان دیگر، مذاهب دیگر و مکاتب دیگر به فراوانی پیدا می شود. خاطرات هم زیاد است و خیلی از آنها هم گفته شده است. ولی شاید یکی از جذاب ترین آنها وقتی بود که میتینگ چهارده اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران مستقیما از تلویزیون پخش می شد. ما همه، آن نمایش سیاسی پرهیاهو و شعارهای مرگ بر بهشتی را می شنیدیم. یکی از آشنایان که تصادفا آن روز در منزل ما حاضر بود چیزی درباره رئیس جمهور وقت گفت که سبک بود. شهید بهشتی خیلی ناراحت شد و با چهره ای برافروخته اما با لحنی آرام گفت ایشان را «آقای» بنی صدر می خوانیم و یادمان باشد که رئیس جمهور قانونی کشور هستند و باید احترام شان حفظ شود. یعنی حتی در خلوت هم حفظ شأن انسان ها برایشان اهمیت داشت. در خرداد سال شصت هم که بعد از متواری شدن آقای بنی صدر پس از عزل از فرماندهی کل قوا، همسرشان را دستگیر کردند تا نوعی گروگان گیری کنند، شهید بهشتی شخصا وارد ماجرا شد و موجبات آزادی ایشان را فراهم کرد که داستانش را حتما شنید ه اید.

نظرات

شما هم نظر خود را ارسال کنید