خانه » اجتماعی » سیمین بهبهانی روی دست‌های مردم راهی خانه ابدی شد + تصاویر

سیمین بهبهانی روی دست‌های مردم راهی خانه ابدی شد + تصاویر

مرداد ۳۱, ۱۳۹۳ ساعت: ۱۳:۴۶ ب.ظ 3,038 بازدید یک نظر

به گزارش خبرگزاری یزدیان، ساعت ۹ صبح ۳۱ امرداد، روبروی در تالار وحدت. جمعیت از گوشه و کنار رسیده است. در میان آدم‌ها کم کم می‌توانی چهره‌های آشنا را پیدا کنی. جمعیت لحظه به لحظه در حال افزایش است. آن چنان که دیگر جای برای ایستادن هم نیست.

در میان آدم‌ها چهره محمود دولت‌آبادی، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، جواد مجابی، صدیق تعریف، نسرین ستوده، بهمن فرمان‌آرا، جعفر پناهی، علی باباچاهی، فاطمه راکعی، ساعد باقری و … را می‌توان تشخیص داد.

کارنامه کاری سیمیمن و پیوند اشعارش با موسیقی معاصر، خود بهترین گواه برای حضور و سخنرانی کسانی چون محمدرضا شجریان است. کسی که در رثای شعر و جایگاه سیمین در ادبیات و فرهنگ هم سخنرانی می‌کند. شهرام ناظری، همایون شجریان و صدیق تعریف هم قطعاتی از شعرهای سیمین بهبهانی را به صورت آواز اجرا می‌کنند.

در این میان، ابوالحسن تهامی، دوبلور و داماد سیمین بهبهانی در سخنانی کوتاه، از مردم به خاطر حضورشان تشکر کرد و گفت: «امروز روز آغاز زندگی جاودان غزل‌بانوی شعر پارسی‌ست. چند روز پیش تنها پیکر او بود که زوال گرفت اما آنچه که از گذرگاه ذهن او تراویده تا جاودان، جاوید با ماست.»

او گفت که سیمین از رهگذر شعرهایش مانند کسانی چون حافظ، سعدی، مولانا، لامارتین و شکسپیر زنده خواهد ماند پس: «چه باک که پیکر او را که خدا آفریده به خاک برود. چه در این گورستان چه در گورستان دیگری.»

به گفته تهامی این شاعر وصیت کرده بود که یا در امامزاده طاهر در کنار همسر و نوه‌اش به خاک سپرده شود یا در آرامگاه خانوادگی‌شان در بهشت زهرا که فرزندانش گزینه دوم را انتخاب کردند.

جواد مجابی، نویسنده و شاعر سخنران بعدی بود که گفت: «شاعر را نمی‌بینیم، شاعر رفته و به تن غایب است، اما شاعر در شعر خودش نهان است. شعرش همه جا به زبان است، شاعر در ما و جان ماست.»

او با اشاره به سبک اصلی شعر سیمین، یعنی غزل اظهار داشت: «غزل از رودکی تا شهریار عمر کرده و به دوران پیری رسیده بود که سیمین بهبهانی توانست شاخه‌ای تازه بر درخت کهن آن اضافه کند و غزل را که در برابر شعر نیمایی منزوی بود دوباره ظاهر کرد.»

مجابی شاعری را ماندگار دانست که هم سرنوشت ملت خود باشد و سرگذشت او سرگذشت ملتش و مردم جهان: «شاعر باید بتواند رویای مردم وطنش را درک کند و این مساله همواره در شعر بهبهانی تکرار شده است. شعر او سند روزگار ملتش است. آن چه بر ملت ایران رفته در شعر او و شاعری چون شاملو قابل رویت است.»

به گفته این نویسنده سیمین بهبهانی غم انسان را خورد و به محرومان دنیا فکر کرد و هر جا که ظلمی دید با شعرش به آن اعتراض کرد. به همین خاطر است که او به عنوان یک شاخصه فرهنگی مهم ایران باقی خواهد ماند.

صدیق تعریف خواننده و آهنگساز نیز با خواندن دو قطعه آواز از جمله تصنیف «از نگاه یاران به یاران ندا می‌رسد» همدردی خودش را نشان داد تا نوبت به محمود دولت‌آبادی نویسنده برسد که به جایگاه برود و درباره سیمین بگوید: «بهبهانی انسانی پیروز میان دو عدم است. او آثار متنوعی آفریده از آثار صریحا اجتماعی تا صریحا تنهایی. آثاری مشخصا درباره آزادی زنان و مشخصا در اعتراض به ستم اجتماعی و آثاری درباره لحظات ناب انسانی.»

بعد از دولت‌آبادی اما این محمدرضا شجریان بود که پیش از هر چیز از خیل جمعیت به خاطر ایستادن زیر آفتاب عذرخواهی کرد: «ما شرمنده‌ایم که در این هوای آفتابی و زیر این گرما ایستاده‌ای. روز گذشته معاونت هنری می‌گفتند که برای حضور مردم در مراسم تشییع جنازه سیمین بهبهانی سایه‌بانی را در نظر بگیریم تا مردم خسته نشوند اما بنده گفتم تحمل مردم ما بیشتر از اینهاست.»

او از طرف هنرمندان خانه موسیقی به ساحت مادری و زنیت بهبهانی که در ادب و غزل ایران تاریخ‌ساز شده تسلیت گفت و افزود: «بهبهانی زنی بود که همه جهان را به شکل خانواده خود دید و آنها را به صلح و صفا دعوت کرد. او با پشتکار به خود پشتوانه حقوق زن و مادری شد.»

شجریان به نقل از استاد دادبه، گفت که این جهان را مردان می‌سازند و مردان را زنان:‌ «ملتی که بی‌بهره از این زندگی باشد مردنی است. من آمده‌ام امروز بگویم که سیمین برای همیشه زنده است و زندگی می‌کند.»

بعد از استاد شجریان، فرزندش همایون به جایگاه رفت تا یکی از ترانه‌های آلبوم معروف خود «چرا رفتی؟» را برای مردم بخواند. او با خواندن آهنگ «کولی» که شعرش سروده سیمین بهبهانی است، فضای مراسم را دیگرگون کرد. این آهنگ با مطلع «رفت آن سوار کولی، با خود ترا نبرده/ شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده»… آغاز می‌شود و جزو آهنگ‌های پرطرفدار این آلبوم محسوب می‌شود.

شهرام ناظری هم بعد از همایون به جایگاه رفت و غزل معروف «دوباره می‌سازمت وطن» را خواند. سرانجام نیز علی بهبهانی فرزند این شاعر در سخنانی کوتاه از همه مردم به خاطر حضورشان در این مراسم تشکر کرد و گفت که مادرش به معنای واقعی وطن و مردمش را بسیار دوست داشت و به همین خاطر تصمیم گرفت که یک متر و هفتاد سانت گورش از خاک وطنش باشد.»

سرانجام پیکر سیمین بهبهانی روی دست‌های مردم و در میان فریادهای «درود بر سیمین بهبهانی» و «سیمین در قلب ما می‌مانی»‌راهی بهشت زهرا شد تا در خانه ابدی آرام بگیرد. خانه ابدی برای زنی که شاعر، مادر و عاشق وطنش بود.

نظرات

شما هم نظر خود را ارسال کنید