سکوت ملی، امید ملی

آذر ۱۱, ۱۳۹۷ ساعت: ۲۳:۵۱ ب.ظ 753 بازدید یک نظر
باید منتظر بمانیم و به نظام تدبیر فرصت بدهیم تا خودش را باز یابد شاید تصمیم بگیرد خود را اصلاح یا متحول کند / وقتی امید تخریب می‌شود همه چیز تخریب می‌شود و همه سرمایه‌ها از کار می‌افتند / برای این که «امید ملی» بازسازی شود نیازمند آنیم که دستکم برای مدتی دست به «سکوت ملی» بزنیم

📢 سکوت ملی، امید ملی / باید منتظر بمانیم و به نظام تدبیر فرصت بدهیم تا خودش را باز یابد شاید تصمیم بگیرد خود را اصلاح یا متحول کند / وقتی امید تخریب می‌شود همه چیز تخریب می‌شود و همه سرمایه‌ها از کار می‌افتند / برای این که «امید ملی» بازسازی شود نیازمند آنیم که دستکم برای مدتی دست به «سکوت ملی» بزنیم

 

📝   یادداشت محسن رنانی اقتصاددان برجسته ایرانی

◀️ اگر ناامیدی از رحمت‌الهی گناه است، ناامیدی از اصلاح پذیری جامعه به عنوان عالی‌ترین سیستم زنده مخلوق الهی، نیز گناه است

◀️ ایمان و عشق متکی بر امیدند. آن‌که ایمان می‌آورد و آن‌که عاشق می‌شود پیشاپیش باید سرشار از امید باشد. آن که ناامید است نه ایمانی و نه عشقی دل او را نمی‌رباید. پس امید، اصلی‌ترین ستون ساختار روانی آدمی است

◀️ در سطح اجتماعی نیز چنین است. اگر ارکان هر جامعه ای با شش سرمایه اقتصادی، انسانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نمادین قوام می‌گیرد و می‌بالد، بدون امید اجتماعی، همه آن سرمایه‌ها از کار می‌افتند. درواقع امید، نه «سر-‌ مایه» که «مادر- مایه» است. اگر امید نباشد بقیه سرمایه‌ها هم گویا نیستند. یک فرد ثروتمند وقتی سرمایه‌ اقتصادی خود را به کسب‌وکار می‌زند که امیدوار باشد

◀️ وقتی امید تخریب می‌شود همه چیز تخریب می‌شود و همه سرمایه‌ها از کار می‌افتند. خواه یک شخص امیدش را از دست بدهد خواه یک جامعه. و امید تنها سرمایه‌‌ای است که از «هیچ» هم قابل زاده شدن است. همه سرمایه‌‌ها برای انباشت شدن نیاز به سرمایه گذاری دارند ولی امید بدون سرمایه گذاری هم قابل تولید است

‼️گاهی یک تغییر سیاست در حکومت، یک انتخابات آزاد، یک سخنرانی، یک اطلاعیه، یک دیدار، حتی یک لبخند می‌تواند موجی از امید در دل یک جامعه ایجاد کند. و البته عکس آن هم صادق است

◀️ در وجود هر فرد، دو سطح امید وجود دارد: سطح فردی و سطح اجتماعی. امید در سطح فردی، ریشه روانشناختی دارد و از جنس «احتمال» است ولی میزان احتمالش مهم نیست. یعنی فرد یک احساس روانشناختی مطلوب دارد که به او القاء می‌کند که در آینده یک «اتفاق خوب» می‌افتد. مثلا امید یک کشاورز به بارش باران در تابستان یک مساله روانشناختی است و ممکن است با احتمال یک درصد بارش در تابستان او همچنان امید جدی به بارش داشته باشد

◀️ اما امید اجتماعی، از جنس «امکان» است. یعنی وقتی امید اجتماعی ایجاد می‌شود، یک امکان، یک فرصت و یک حرکت سازنده و رو به جلو از دل آن برای جامعه خلق می‌شود؛ و هرچه این نوع امید بیشتر باشد این «امکان» و «فرصت» جدی‌تر می شود تا جایی که عملا به وقوع می‌پیوندد؛ مثل تشکیل نهادهای مدنی، شکل‌گیری احزاب، شکل‌گیری مشارکت‌ها و همکاری‌های بزرگ اقتصادی، شکل گیری سازمانهای مردم نهاد و…

◀️ خیلی ساده، امید روانشناختی یک «حس» است ولی امید اجتماعی یک «کنش»

◀️ هجوم مردم برای رای دادن در انتخابات سالهای ۷۶ و ۸۸ و ۹۲ از نوع امید روانشناختی بود، اما فقط بعد از انتخابات ۱۳۷۶ بود که آن امید روانشناختی به امید اجتماعی تبدیل شد

◀️ ممکن است معلمی امید اجتماعی شاگردانش را تخریب کند یا پدری امید اجتماعی فرزندش را یا سیاست‌مداری امید اجتماعی شهروندانش را. مثلا وقتی چند کنشگر فعال محیط زیست با اتهام های سنگین مواجه می‌شوند، می‌تواند امید اجتماعی را در بخشی از جامعه تخریب کند. ‼️ یا وقتی یک امام جمعه بر علیه احزاب یا نهادهای مدنی سخن می گوید و آنها عامل دشمن می‌نامد یا وقتی روشنفکران و ناقدان اوضاع را چنان تیره و تار و بحرانی نشان می دهند که گویا دیگر هیچ راهی برای عبور از این بحران ها در پیش نیست، همه آنها امید اجتماعی را نشانه رفته اند و همه آنها در پروژه تخریب امید اجتماعی مشارکت دارند

⏺ به گمان من جامعه ما تقریبا همه آنچه را باید از فساد و ناکارآمدی و بی‌عدالتی نظام تدبیر کنونی بداند، می داند. گفتن بیش از این، تنها به فرسودگی ما می‌انجامد

◀️ اکنون زمان عمل است باید منتظر بمانیم و به نظام تدبیر فرصت بدهیم تا خودش را باز یابد شاید تصمیم بگیرد خود را اصلاح یا متحول کند. نظام تدبیر ما لجوم است. هر بخشی را که جامعه و بویژه روشنفکران روی ان دست بگذارند و بخواهند اصلاح شود همان جا را محکم می‌چسبد و نمی گذارد اصلاح شود. ما با نقد زیاد و فشار زیاد و هجوم اخبار، حکومتیان را به آتش نشانانی تبدیل کرده ایم که هر روز باید آتش یک جایی را خاموش کنند. اندکی به آنها فرصت بدهیم شاید به خود آمدند و تصمیم به اصلاح گرفتند

◀️ خلاصه‌ی سخنم این است که برای این که «امید ملی» بازسازی شود نیازمند آنیم که دستکم برای مدتی دست به «سکوت ملی» بزنیم. در آرامش عقل‌ها هم بهتر کار می‌کنند

 

نظرات

شما هم نظر خود را ارسال کنید