زندان و تحقیر برای نظرسنجی درباره مذاکره با آمریکا

آذر ۸, ۱۳۹۷ ساعت: ۰۰:۰۱ ق.ظ 635 بازدید بدون نظر
سيدمحمد صحفي معاون مطبوعاتي اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي گويد: يک روز صبح که از خواب بيدار شديم ديدم طوفان و غوغايي به راه افتاده است. مرکز افکار سنجي پلمپ و مديران آن بازداشت شده اند.

زندان و تحقیر برای نظرسنجی درباره مذاکره با آمریکا

سیدمحمد صحفی معاون مطبوعاتی اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می گوید: یک روز صبح که از خواب بیدار شدیم دیدم طوفان و غوغایی به راه افتاده است. مرکز افکار سنجی پلمپ و مدیران آن بازداشت شده اند.

«پروژه تاریخ شفاهی ایرنا» در ادامه فعالیت خود به سراغ آقای «سیدمحمدصحفی» معاون مطبوعاتی دولت دوم اصلاحات رفته است. صحفی که حدود ۴ سال صدارت این سمت را برعهده داشته است به بیان چالش هایی که در این حوزه با آن درگیر بوده است می پردازد. بخش نخست این گفت و گو در پی می آید:
ایرنا: جنابعالی در سال ۸۵ در مصاحبه ای گفته بودید «اگر دوباره به من پیشنهاد معاونت امور مطبوعاتی وزارت ارشاد را بدهند قبول نمی کنم». چه شد که آقای صحفی به این نقطه رسید؟
صحفی: من ابتدا از ایرنا تشکر می کنم که یاد قدیمی ها افتاده و باب گفت و گو و بازخوانی تاریخ را فراهم کرده است.
بله. البته سه سال است بازنشسته شده ام و دیگر به علت منع قانونی هرگز چنین پیشنهادی به بنده نخواهد شد. اما اگر چنین منعی هم وجود نداشت باز این پیشنهاد را به دو دلیل عمده رد می کنم.
نخست این که در دورانی که معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد بودم خستگی ناشی از فشارهای سنگینی که به من وارد شد مرا از زندگی عادی و روزمره ام محروم کرد. هم خودم و هم همسر و فرزندانم بسیار تحت فشار و استرس قرار گرفته بودیم(البته همسرم چند سال پیش به رحمت خدا رفت) ولی دلیلی ندارد آدم خود را درگیر شغل پر استرسی بکند که سراسر ناراحتی و درگیری و اضطراب و تنش باشد و مهمتر اینکه کاری هم پیش نرود .
دلیل دوم اما به شناخت من از کار اجرایی برمی گردد. با تجربه آن سال های دشوار تصدی معاون امور مطبوعاتی وزارت ارشاد به این جمع بندی رسیدم که اگر در حکومتی؛ صاحبان قدرت برای توسعه کشور مدل مشخصی نداشته و بر سر اجرای قانون هم وفاق نداشته باشند از یک مدیرمیانی -چون من- چه کاری برمی آید ؟ چه برسد به اینکه همان صاحبان قدرت بخواهند با ایجاد مزاحمت و مانع تراشی سنگ جلوی پای مدیران اجرایی خود بیندازند؛ یعنی می شود آن چه که آن زمان بر سر مطبوعات و نظام اطلاع رسانی کشور آمد .
در چنین شرایطی کار کردن یعنی آب در هاون کوبیدن ، و چنین مدیری هرگز قادر نخواهد بود تحول مورد نظر سازمان متبوعش را پیاده کند. مگر اینکه اهداف خیلی نازلی برای خود تعریف کند که رسیدن به آن هم کمک چندانی به توسعه کشور نخواهد کرد.
مثلا در حوزه فعالیت من در وزارت ارشاد ، اینکه مدیری دلش به این خوش باشد که تعداد پروانه های صادره برای انتشار نشریات جدید را نسبت به سال گذشته مثلا۱۰ درصد افزایش دهد و وقتی هم به این هدف رسید دل شاد و خرم شود.
در حالیکه مثلا ۴۰۰۰ متقاضی در صف انتظار هستند ، اما برای من که درس مدیریت استراتژیک خوانده ام و به دنبال اهداف کلان و راهبردی هستم ، هدف ذکر شده گشایش و تحولی به حساب نیامده و خشنودم نمی کند.
مانند این است که یک معمار بیاید ساختمانی مجهز و مدرن را برای یک خدمت بزرگی طراحی کند و مصالح آنرا هم تهیه کند اما به او اجازه احداث چنین بنایی را ندهند و اگر می دهند جلوی سرعت ساخت آنرا بگیرند . تجربه کار در معاونت مطبوعاتی این را به من نشان داد که نیازی به توسعه مطبوعات از سوی صاحبان قدرت احساس نمی شود. بنابراین ضرورتی ندارد یک مدیرمیانی عملگرا حرص و جوش بخورد و تقلا کند که توسعه ای که بزرگان نمی خواهند ایجاد شود. بازی، بازی بزرگان است و مدیران میانی را به این عرصه راهی نیست. از این مدیران میانی کار چندانی ساخته نیست و هر چه بسازند بعد از مدتی توسط صاحبان قدرت تخریب می شود.
ایرنا: در همان مصاحبه شما از چهارمقطع در دوره مسئولیت تان به عنوان روزهای دشوار و تلخ یاد کرده بودید. نخستین آن «تعطیلی و پلمپ ساختمان ملی افکارسنجی» در پرونده موسوم به «نظر سنجی» است.
صحفی: البته عده ای می گفتند پرونده نظرسازی!
بله. زمانی که آقای احمدبورقانی معاون مطبوعاتی ارشاد بود مرکزی را به نام مرکز افکارسنجی در محلی واقع در خیابان زیبا و موسوم به «باغ زیبا» تهران ایجاد کرد. آقای بهروز گرانپایه هم مدیرآن مرکز بود. آقای حسین قاضیان جامعه شناس هم که اکنون از اساتید مقیم خارج کشور است هم با آن مرکز همکاری می کرد . بعدها هم دیدید که آقای گرانپایه را با چه شرایط توهین آمیزی و با لباس زندانی در تلویزیون جمهوری اسلامی به نمایش گذاشتند و چه حرف هایی زده شد.
ایرنا: این اتفاق مربوط به چه سالی بود؟
صحفی: سال ۱۳۸۲٫ چند موسسه از جمله همین مرکز افکارسنجی وابسته به ارشاد، خبرگزاری جمهوری اسلامی و موسسه آینده که زیر نظر آقای عباس عبدی اداره می شد افکار سنجی را درباره مذاکره با آمریکا برگزار کرده بودند. نتیجه این نظرسنجی حاکی از این بود که اکثریت مردم ایران با اینکه آمریکا را دشمن خود، بانی کودتای ۲۸ مرداد و حامی جنگ ۸ ساله عراق و ایران و کشوری مداخله گر در امور ایران می دانند با این وجود خواهان مذاکره با آمریکا هستند و معتقدند با این کشور به عنوان یکی از کشورهای دنیا باید با حفظ استقلال خودمان تعامل داشته باشیم.
البته نتایج این نظرسنجی فقط برای یک سطحی از مقامات کشور فرستاده شد و به صورت عام منتشر نشد. اما بهانه ای شد برای اینکه تندروها آن را تبدیل به یک پرونده قضایی علیه برخی از اصلاح طلبان کنند.
تندروها نام این نظرسنجی را « نظرسازی» گذاشتند و مدعی ساختگی و تقلبی بودن آن شدند.
پلمپ شدن یکی از مجموعه های زیر نظر وزارت ارشاد برای ما خیلی غم انگیز بود. طبق روال باید ابتدا دادستانی از دولت در مورد عملکرد این مرکز توضیح می خواست و نماینده دولت برای توضیحات و رفع ابهام حاضر می شد. اما این روند طی نشد و یک روز صبح که از خواب بیدار شدیم دیدم طوفان و غوغایی به راه افتاده است. مرکز افکار سنجی پلمپ و مدیران آن بازداشت شده اند.
تلویزیون را که باز کردیم تصویر آقای گرانپایه را دیدیم که به شکل تحقیرآمیزی لباس زندان بر تنش کرده اند. بدون اینکه اجازه بدهند وکیلی برای خود بگیرد. به جای اینکه بگویند اگر اتهامی متوجه این مرکز است باید وزارت ارشاد توضیح بدهد ولی مرکز را پلمب و افراد را بازداشت و برای مرحوم احمد بورقانی معاون اسبق وزارت ارشاد هم پرونده سازی شد .
این از مواردی است که حتی ذکر خاطره اش نیز برایم دردآور است. این جزء کوچکی از همان کارهای تخریبی بر علیه دولت آقای خاتمی بود و ایشان هم به عنوان دولتی که هر ۹ روز با یک بحران مواجه است از آن یاد کرد.

دادگاه نظرسنجی آینده/ از راست: آقایان عباس عبدی، حسین قاضیان، قاضی مرتضوی و بهروز گرانپایه

شما هم نظر خود را ارسال کنید