خانه » اجتماعی » روایتی از یک بی‌تدبیری پایان ‌یافته

روایتی از یک بی‌تدبیری پایان ‌یافته

دی ۹, ۱۳۹۳ ساعت: ۱۰:۱۰ ق.ظ 442 بازدید بدون نظر

مشاور وزیر ورزش و جوانان با طرح دو سوال زیر به موارد برجسته‌ای از سریال پرده نشین اشاره کرده است:

– دلیل اینکه این سریال در بین سایر برنامه‌های نمایشی تلویزیون شایسته تقدیر و تشکر است چیست؟

– ارتباط موضوع فیلم با حوزه جوانان که بزرگترین سرمایه ملی ایران هستند، چیست؟

1. نزدیکی بازنمایی تلویزیونی زندگی و خانواده ایرانی با واقعیت بیرونی: سبک زندگی به تصویر درآمده و خانواده‌های ایرانی نمایش داده شده، کمترین فاصله‌ای با زندگی و خانواده‌ای که مخاطب تلویزیون هر روزه با آن سر و کار دارد، نداشته و این احساس نزدیکی و یکی بودن با سوژه موجب جلب توجه بیشتر به سریال می‌شد.

2. به تصویر کشیدن واقعیت‌های اجتماعی: به نمایش گذاشتن «سبک زندگی ایرانی و اسلامی» در پردازش دقیق خانه‌ها، پوشش بازیگران، روابط اعضای خانواده، روابط اجتماعی، روحانیت در بیرون و درون خانه، زن و مرد، کودک و کهنسال، جوان و بزرگ، باورها و اعتقادات غلط و درست، دینداری اصیل و ظاهری، مفاهیم دینی توسل و توکل و ایمان …، روابط اقتصادی و …. با ظرافت و هوشمندی انجام شده است؛ به طوری که مخاطب نه تنها مقاومتی در برابر آن ندارد بلکه خود را در چنین زندگی‌ای می‌یابد و نسبت خود را با نقش ها می‌تواند محک زده و به قیاس بگذارد.

3. ایجاد احساس همنوایی و ترویج تفکر انتقادی در مخاطبان: این سریال با پرداختن به حقایقی که در سالیان گذشته به تلخی در بدنه جامعه تکرار و تجربه شده و به دین و هویت مردم ایران زمین خدشه وارد کرده است، تلاش می‌کند تا احساس همنوایی با مخاطب فراهم سازد و با فاصله گذاری میان رفتار برخی از صاحب منصبان و افراد شاخص جامعه، رفتار درست و اصیل دینی و اعتقادی را نشان دهد در این راستا نه تنها از نشان دادن اختلاس و زمین خواری و سوءاستفاده از عقاید دینی مردم، وابستگی به روحانیت و اعمال دینی و مذهبی پرهیز نمی‌کند بلکه سعی می‌کند مخاطب را به سوی تفکر انتقادی و رفتار آگاهانه با این وقایع دعوت کند.

4. توجه به سرشت انسانی از ویژگی‌های برجسته این سریال است، با زمین و زمانه مردم و مخاطبش ارتباط برقرار می‌سازد و خود را در موضع خداوند و پیامبران و بزرگان قرار نمی‌دهد تا همگان را گمراه شمرده و به موعظه و نصیحت و اصلاح آنها بپردازد. بلکه بر عکس روحانی این سریال خود را در معرض خطا و اشتباه می‌پندارد و با آرامش و توکل به خداوند، ضمن انجام تمامی تلاش‌های ممکن و منطقی، به بازشناسی و بازنگری در خود می‌پردازد و به خود و جامعه فرصت شناخت حق از باطل را می‌دهد تا قدرت و جایگاه اجتماعی‌اش سبب برخورد متکبرانه و حذفی دیگران و تطهیر خود نگردد.

5. نمایش تجربه زیسته روحانیت و کاستن از تمایزها: این سریال با نمایش واقعیت زندگی روحانیت در بین طلبه های جوان و خانواده روحانی میانسال و یا روحانی برجسته و خانواده اش، ساحت قدسی و دیگری بودن آنها را شکسته و به ساحت عمومی نزدیک کرده است. به طوری که مخاطب احساس تفاوت و فاصله ای بین خود و آنها نمی‌کند و باورپذیری بیشتری برای ارتباط با این جنس روحانیت دارد. طلبه‌هایی که مشکلاتی مثل ترس و عدم اعتماد به نفس و … مانند بقیه مردم دارند و یا طلبه‌ای که در سوز عشق می‌سوزد و حاضر به هر تغییری برای دستیابی به عشق خود هست و یا روحانی مجربی که در تلویزیون برای روابط خانوادگی به مردم آموزش می‌دهد و اما در خانواده خود با مشکلاتی حتی تا مرز جدایی دارد و …. همه و همه نشان می‌دهد که بی‌تدبیری گذشته در مصون و معصوم نشان دادن این قشر اجتماعی پایان یافته و نگاه واقع بینانه به آن آغاز شده تا زمینه دوستی و ارتباط عمیق تر گذشته بین روحانیت و جامعه را فراهم سازد. این نوع روحانی و طلبه به نمایش درآمده در این سریال دیگر «روحانی درباری و حکومتی» نیست که نتوان هیچ نقد و ایراد و اشکالی به او وارد دانست و با او برخورد اجتماعی و قانونی کرد بلکه «روحانی اجتماعی» است که از دل مردم برآمده و با آن در تعامل سازنده است.

6. تکریم آزادی برای انتخاب راه زندگی: در حالی که آزادی به عنوان یک ارزش انسانی و دینی شناخته می شود با این حال در بیشتر نمایش‌های تلویزیونی قدرت انتخاب آزادانه زندگی سلب شده و راهی که ایدئولوژی رسانه ای بر آن تاکید می ورزید به عنوان تنها راه اجباری تحمیل می شد. در حالی که در این سریال به صراحت و شفافیت آزادی در انتخاب راه زندگی به عنوان یک ارزش محوری نمایش داده می شود و روحانی بزرگ شهر بی آنکه تلاشی بر تحمیل یا تقدیس راه خود کند، در حد تذکر(فذکر ان ذکر تنفع الامور) باقی می‌ماند و ارزش‌های زندگی الهی را در زندگی خویش پیاده می‌سازد تا دیگران نه از زبان که از عمل او سبک زندگی او را دریابند و انتخاب کنند که به سبک او پیش روند یا به سبک خود. این چنین است که بازیگر نقش اول زن سریال در تلاطم و پارادکسی از تجربه زیسته خود و آن روحانی، به سر می برد و تلاش بر اثبات راه خود می‌کند و در کشاکش زندگی و وقایع آن به سوی سبک زندگی آن روحانی متمایل می‌شود. این نوع ترویج سبک زندگی ایرانی – اسلامی در گذشته رسانه ملی بی نظیر و ستودنی است.

7. نگاه مثبت به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های جوانان : بر خلاف بیشتر فیلم و سریال‌های ایرانی که در آن «جوانان» به عنوان گروهی ناتوان، سرشار از آسیب‌های فردی و اجتماعی، دارای مشکلات فرهنگی و عقیدتی، ارتباطات ناسالم و …. نشان داده می‌شوند این سریال با ساختارشکنی چشمگیری «جامعه جوان» را کوشا، فعال، دلسوز، توانمند، دیندار، اخلاقی، خانواده محور، حامی و خیّر اجتماعی، عقلانی، بازی خورده بزرگترها، …. نمایش می‌دهد. در این سریال جوانان ایرانی «دیده شده اند» و واقعیتی ملموس از آنها نشان داده شده است.

8. پرداختن به ظرفیت ها و قابلیت‌های جوانان: نقش بارز «جوانان» در این سریال به حدی است که جوان روستایی، جوان طلبه، جوان تحصیلکرده، جوان سرمایه‌گذار، جوان کارگر و جوان خانه‌دار همگی از یک ویژگی واحد برخورداند و آن «فطرت پاک» و «صداقت در رفتار و گفتار». هیچ عاملی مانع از رفتار پاکدلانه و صادقانه آنها نمی‌شود و در برابر پدر و مادر، کارفرما، استاد و …. بر اساس فطرت الهی خود ظاهر می‌شوند و به جای منافع شخصی و فردی به منافع عمومی و گروهی توجه می‌کنند. منافعی که گاها ممکن است منفعت شخصی را هم تحت الشعاع خود قرار دهد. این سریال به خوبی نشان می‌دهد که در صورت احترام و اعتماد به جامعه جوان می‌توان به سلامت اجتماعی و توسعه کشور راحت‌تر دست یافت. جمع‌گرایی و توجه به دیگران که از آداب ارزشمند دینی است بطور غیر مستقیم به خوبی در جامعه جوان این سریال دیده می‌شود در حالی که در بزرگترهای جامعه توجه به منفعت فردی و شخصی بیشتر نشان داده می‌شود که خود آموزشی غیر مستقیم برای جوان امروز است تا در آینده فقط به فکر منافع زودگذر فردی باشد.

و اما یک پیشنهاد :

در سبک زندگی ایرانی و اسلامی چیزی که بی‌نهایت از درجه اهمیت برخوردار است، و در این سریال نیز مغفول مانده، توجه به «اوقات فراغت» جامعه و به خصوص فراغت جوانان است. در این سریال نیز همچون تمامی بخش‌های دیگر کشور تکلیف «اوقات فراغت» جامعه جوان نامشخص است. همان طور که مستحضرید «اوقات فراغت» بهترین زمان برای «تثبیت سبک زندگی» است و در صورت بی‌توجهی، این اوقات توسط سایر فرهنگ‌های غیر ایرانی و اسلامی، برنامه‌ریزی و هدایت خواهد شد. کما اینکه تلویزیون به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای تامین فراغت در گذشته با «بدکارکردی» سبب گرایش جوانان به سوی رسانه‌های خارجی شده است که امید است در دوره مدیریتی جدید این مساله تغییر محسوسی را تجربه کند.

در صورتی که که این سریال در کنار تمامی مزایای ارزنده‌ای که داشت نیم نگاهی به موضوع اوقات فراغت جوانان نیز می‌کرد و بخشی از سریال را به فرهنگسازی شیوه‌های اوقات فراغت اقشار مختلف جوان اختصاص می داد شایسته تر بود. به واقع این سوال جدی وجود دارد که جوانان این سریال که نمایندگی جامعه ایرانی را دارند، «کی – کجا – چگونه – با چه کسانی و با چه کیفیتی» اوقات فراغت خود را مدیریت می‌کنند؟

شما هم نظر خود را ارسال کنید