داستان من و نامه جمعی از سیاسیون درباره مذاکره با آمریکا

خرداد ۲۹, ۱۳۹۷ ساعت: ۲۲:۲۴ ب.ظ 667 بازدید بدون نظر
ما در همه ی سالهای قبل از ترامپ هم از فرصت گفتگو با آمریکا در همه ی زمینه ها دوری کردیم، نه فقط اقتصاد. برای نمونه قضیه ی مجمع عمومی سازمان ملل و برخورد آقای خاتمی و کلینتون.همه ی درها رو به روی خود بستن برای حفظ عزت، منتج به انزوا میشه.

یادداشت/

داستان من و نامه جمعی از سیاسیون درباره مذاکره با آمریکا

یادداشتی از: زهرا سادات موسوی
  دیشب بحث داغ در گروه های مختلف، بحث نامه جمعی از اهالی سیاست بود که خواستار مذاکره با آمریکا شده بودند. نکات خوبی بین طرفین بحث رد و بدل شد. گفتم آنها را بنویسم شاید به تنقیح موضوع برای شما هم کمک کند. البته جمع ما همه دوستانی هستند که ادب بحث را رعایت می کنند و از این جهت از ایشان ممنونم. 

من: «در این نامه واقعیت امروز جهان دیده نشده»

دوست اول که موافق نامه بود:«سلام ! شبتون بخیر.

میشه توضیح بدید در مورد «واقعیت» ی که دیده نشده؟

آیا قسمتی از  واقعیت این نیست که دولت آمریکا روی اقتصاد جهان موثر هست و تحریم های اقتصادی و تنبیهات سیاسی و اجتماعی  ، فشار اقتصادی مستقیم روی مردم داره و هرچه قشر محروم تر، تحت فشار بیشتر و نتیجه این فشار ها کوچک شدن سفره ها، گسیختگی خانواده، بد اخلاقی های اجتماعی و هزار مشکل که همه میدونیم. اساساً نفع بسته نگه داشتن مسیر گفتگو یا گفتگوی با واسطه و دلالی چی هست؟ قرار هست که از عدم گفتگو چه استقلالی حفظ بشه که مردم رو هر روز عملاً محتاج تر از قبل می کنه؟»

من: «واقعیتی که گفتم اینه که دولت ترامپ اهل تعهد و پایبندی به هیچ مذاکره ای نیست!!!

مگه مذاکره دکتر ظریف چه مشکلی داشت؟ آیا ترامپی که به راحتی برجام رو زیر پا گذاشت به نظرتون در مذاکره مستقیم چه مواجهه متفاوتی خواهد داشت؟!

مطلب دوم هم اینکه مگه مذاکرات بدون پیش شرط و مستقیم قذافی در لیبی با آمریکا، به حل تحریم و مشکلات لیبی منجر شد؟! [یکی از دوستان به مذاکرات قذافی اشاره کرده بود]

واقعا شما آمریکا رو بعد چهل سال اینطور شناختید که تحمیل جنگ هشت ساله و تحریمهای اقتصادی سنگین و … فقط به دلیل عدم مذاکره مستقیم بوده؟؟؟»

دوست دوم که  مثل من با نامه مخالف بود:«مگر اینکه مذاکره ای از نوع مذاکره بن سلمان و باج دادن های کلان رو انجام بدیم که در این صورت هم باز مفتخر به لقب گاو شیرده از جانب ترامپ خواهیم شد!»

دوست اول: «به نظرم اصل مذاکره و گفتگو مهمه ، دولت ترامپ یک مقطع هست و در مجموع ‘شاید ‘گشایشی اونجور که مطلوب هست در هر حال حاصل نشه ولی با مذاکره نکردن’ قطعا’ حاصل نمیشه.البته در مورد بدعهدی ترامپ شکی نیست ولی بعد از توافقنامه ی برجام ، قبل از اینکه طرف مقابل واکنش خلاف عهدی نشون بده ،اینکارهای ما بود که ….موجب تحریک آمریکا شد».

من: «اول اینکه با شکستن برجام، براى روابط دیپلماتیک ایران بسیار ناپسنده که باز بره سراغ یک معاهده ى دیگه . و ثانیاً اینکه با این وضع قلدرمآبانه ى ترامپ و درخواستهاى غیر منطقى و از موضع بالا ، سر میز مذاکره نشستن جز توسرى خوردن هیچ چیزى نصیبمون نمی شه».

دوست اول: «چرا؟»

من: «اون چیزى که در نظر من در این نامه به دور از کرامت انسانى و غیر اخلاقى و حتى غیر سیاسى هست اینه که ترامپ به شدیدترین وجه ما رو هر روز تحقیر میکنه ـ اون هم نامنصفانه ـ و روزى نیست که ما رو تهدید نکنه و اون هم بى منطق و قلدرانه . ما یکبار پاى میز مذاکره نشستیم و ترامپ اون و ملغى اعلام کرد . به چه توجیه سیاسى و یا اخلاقى باید باز هم بریم پاى میز مذاکره ؟ من با مذاکره ى با حفظ کرامت دو طرف کاملاً موافقم که اتفاقاً زمان اوباما اتفاق افتاد ولى با این وضعیت که هیچ سیاست و هیچ کرامتى در کار نیست چرا باید مذاکره کنیم ؟چرا وقتى هر قدمى که عقب میریم اونها دو قدم میان توى دل ما و ما  باز باید عقب نشینى کنیم؟»

دوست دوم( مخالف نامه):«من سراسر این نامه و این درخواست از حکومت رو ،ناپختگى سیاسى و شتابزدگى ترس آلود در قضاوت و ندیدن کرامت ایران و ایرانى میبینم و باز هم میگم این نظر منه».

دوست اول: «واقعاً آیا موشک های ما تحریک کننده نیست؟»

من: «ترامپ به چه حقى ما رو میخواد از حق داشتن موشکهاى خودساز محروم کنه ؟ من میگم به شما . همون سیاستى که مقابل لیبى اجرا کردن یعنى اول ضعیفش کردن و بعد ساقطش کردن.در معاهده ى برجام ،داشتن موشک براى ایران خلاف توافق نبود و براى همین هم امریکا نتونست ثابت کنه ایران از برجام تخطى کرده و فقط میگفت به روح برجام وفادار نمونده که بارها هم توسط موگرینى و اتحادیه ى اروپا صراحتا اعلام شد که ایران به برجام وفادار بوده و تخطى نکرده».

دوست اول: «دولتمردان ما کار رو به جایی رسوندن که در عرصه ی بین المللی دست پایین هستیم و در داخل کارد به استخوان اقتصاد رسیده.متاسفانه اینجور به نظر میرسه که عدم گفتگو فضا رو برای منفعت طلبی عده ای فراهم میکنه که از آب گل آلود ماهی بگیرند.یک نمونه اش نایاب بودن داروهای خاص و انحصار واردات. البته که شرایط ایده آل حفظ وجاهت بین المللی هست ولی متاسفانه ما در حال حاضر هم، بدون مذاکره حتی، توی اون وضعیت غرور آفرین نیستیم. شاید زمان آقای خاتمی میتونستیم انتظار محقق شدن چنین آمالی داشته باشیم چون دغدغه ها کمی فراتر از نان شب بود.»

دوست دوم:«منم با اصل مذاکره باطرف معقول آمریکایی موافقم ولی نه با دولت ترامپی که نگاه از بالا به همه داره و همه رو گاو شیرده می بینه…اگر ما به عهد « الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا…» پایبند باشیم ،نصرت خداوند فرا می رسه همانطور که در صدر اسلام موریانه ای تمام پیمان دشمنان اسلام را جوید و به محاصره اقتصادی پایان داد».

من: «عزیزم من نه از عملکرد … دفاع میکنم و نه چشمهام رو به روى وضعیت وحشتناک اقتصادى بسته م . من میگم تمام مشکلاتمون نباید باعث بشه که از ترس اونها یک تصمیم غیر اخلاقى و غیر کاربردى و غیر منطقى بگیریم . ادم قلدرى اومده توافق نامه ش با ما رو به ناحق ملغى اعلام کرده ، نشون داده که به هیچ توافقى پابند نیست ، نه فقط با ما که با تمام کشورها از در دعوا اومده جلو ، حالا ما به چه دلیلى( و فقط یک دلیل بگید) و به چه ضمانتى باید بریم و به کسى که هر روز ما رو تحقیر و تهدید میکنه ،یک توافقنامه اى رو امضاء کنیم که خدا میدونه چقدر میخوان در اونجا ما را در شرایط سخت قرار بدن و تازه بعدش نمیدونیم که حتى به همون هم تا چند ماه پایبند هستن یا نه».

دوست سومی وارد بحث شد: «اگر ما بدترین حکومت رو هم داشته باشیم و از زمین و زمان هم در این کشور شاکى باشیم و … هیچ کدوم دلیل موجهى نمیشن که همچین کارى رو انجام بدیم که هیچ چشم انداز درست و خوبى براى ما نداره ، سهل است ، جز نکبت و تحقیر و بدبختى هم براى ما نیست».

من: «من هم در عالم انتزاعات و بعنوان یک اصل کلى مذاکرات رو خوب میدونم . ولى در این مورد مصداقى و جزئى، ما چرا باید مذاکره کنیم ؟ براى دستیابى به چى ؟ ما هنوز منتظر اجرا شدن معاهدات مذاکره ى قبلى هستیم . یک انسان عاقل وقتى به مذاکرات دوم ادامه میده که اعتمادش از مذاکرات اول حاصل شده باشه و منفعتى  و یا حداقل پایبندى از طرف مذاکرات اولش دیده باشه».

دوست اول که موافق نامه بود:«ما در همه ی سالهای قبل از ترامپ هم از فرصت گفتگو با آمریکا در همه ی زمینه ها دوری کردیم، نه فقط اقتصاد. برای نمونه قضیه ی مجمع عمومی سازمان ملل و برخورد آقای خاتمی و کلینتون.همه ی درها رو به روی خود بستن برای حفظ عزت، منتج به انزوا میشه.

من حرف از نشستن بر سر میز مذاکره در شرایط نا برابر نمیزنم( که هیچوقت یا حداقل در زمانی نزدیک، شرایط برابر برقرار نخواهد شد) ولی برقراری دیالوگ بهتر از قرار گرفتن در کوچه بن بست هست».

دوست دوم: «قبول دارم . من خودم از طرفداران مذاکره با اوباما بودم چون کرامت ما رو نگه میداشت و نشون داد که در عالم دیپلماتیک هم از موضع برابر به ما نگاه میکنه . ولى در مورد اقاى ترامپ ، امضاء کنندگان این نامه با چه نگاه و تفسیرى از شخصیت و عملکرد اقاى ترامپ ، حرف از مذاکره میزنن ؟ ترامپ به صراحت حرف از یک توافق نامه ى جدید زده که در اون توان موشکى و دفاعى ایران رو در اون از بین ببره و تازه همین رو هم از موضع بالا مطرح می کنه».

من: «دقیقاً قبول دارم که ما از اون لحظه اى خدای نکرده عملاً شکست خواهیم خورد که شکاف عظیمى بین مون پیش آید . ملتى که اتحاد و امید نداره محکوم به شکسته. این رو میدونم و خدا نکنه که با قلبى خونین همه مون نظاره گر این شکاف در حاکمان و به تبع اون میان مردم باشیم»

و بحث ادامه داشت. هر چند فکر می کنم دوستمان،  آخر کار با من هم عقیده شد.

شما هم نظر خود را ارسال کنید