برای ایران «آرش» باشیم

فروردین ۸, ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳:۴۴ ب.ظ 571 بازدید بدون نظر
حکایت آرش حکایت همه کسانی است که دلشان برای میهن می‌تپد. ایران به‌عنوان مادر پرورش دهنده همه حکایات‌ و افسانه‌های وطنی این روزها از هر روزی خسته‌تر است. ایران ما را صدا می‌زند و به کمک همه ما برای حفظش نیاز دارد.

برای ایران «آرش» باشیم

نوشتاری از سپنتا نیکنام عضو شورای شهر یزد

می‌گویند در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان این پیشنهاد را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی بر فراز البرزکوه تیری بیندازد که تیر به هرکجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد.

آرش از پهلوانان ایران داوطلب می‌شود.  به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید و آنجا مرز ایران و توران می‌شود.پس از این تیراندازی، آرش از خستگی جان می‌دهد. آرش هستی‌اش را به پای تیر می‌ریزد و جانش در تیر دمیده می‌شود.

حکایت آرش حکایت همه کسانی است که دلشان برای میهن می‌تپد. ایران به‌عنوان مادر پرورش دهنده همه حکایات‌ و افسانه‌های وطنی این روزها از هر روزی خسته‌تر است. ایران ما را صدا می‌زند و به کمک همه ما برای حفظش نیاز دارد.

اما آرش یک افسانه نیست. داستان آرش یک تلنگر به همه ما برای پاسداری از این مادر پیر است. در سال‌های جنگ که محکی برای حس میهن پرستی بود، از دکتر فریدون جنیدی نویسنده و پژوهشگر زبان باستانی دعوت می‌شود که به ناپل ایتالیا برود و در دانشگاه این شهر به تدریس بپردازد، اما او این پیشنهاد را رد کرد و در پاسخ می‌گوید که باید مراقب مادر پیر خود باشد. منظور او از این مادر پیر ایران است. آرش اگر زه کمانش را برای پاسداشت ایران کشید امروز ما نیز باید میراث دار جان آرش‌هایی باشیم که ذره‌ذره وجودشان را برای پاسداشت ایران فدا کردند.

آرش‌های شهیدی مانند هراچ هاکوپیان و هنریک درهوانسیان ارمنی و کیخسرو کیخسروی زرتشتی که برای دفاع از خاک ایران در جنگ تحمیلی جاوید الاثر شدند، یا شهدای سایر اقلیت‌های دینی مانند شهید سیروس حکیمیان کلیمی که جانشان را برای دفاع از میهن فدا کردند. معنای پاسداری از وطن ورود به عرصه‌هایی است که می‌توان یک گام به پیش به سوی ایرانی آبادتر برداشت. گاهی کم کردن اختلافات ما با یکدیگر نیز می‌تواند ضررهای کمتری به کشورمان برساند. گاهی آنقدر اختلافاتمان با همدیگر زیاد می‌شود که ایرانیت و حفظ وطن به حاشیه می‌رود.

واقعیت این است که ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که دست‌هایمان را به هم بدهیم و برای حفظ میهنمان بکوشیم. نه این حرف‌ها شعار است و نه متن یک سخنرانی. این نوشتار نیاز امروز ایران ماست. ما نیازمند جذب حداکثری و دفع حداقلی در همه امور و سطوح کشور هستیم. ما باید برای ایران و حفظش هرچه توان داریم به صحنه بیاوریم. ایران خانه سال‌های دور و دراز ماست. میراثی است که از نیاکان ما برای ما به ارث مانده و باید در حفظش کوشا باشیم تا فردا در پیشگاه تاریخ سربلند باشیم. باید برای ایران آرش باشیم.

شما هم نظر خود را ارسال کنید