براندازان، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان درباره آمریکا اشتباه می‌کنند و عبرت هم نمی‌گیرند

شهریور ۱۰, ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳:۵۵ ب.ظ 249 بازدید بدون نظر
ماجرای ما و آمریکا بعد از برجام، یک رویداد بزرگ سیاسی است. اما این تجربه به شرطی به یک تجربه پربرکت جمعی تبدیل خواهد شد که هریک از بازیگران دامن خود را به تجربه بیالاید، خیس شود و خود را بازآفرینی کند. ظرفیت بازآفرینی را هنگامی می‌توان افزایش داد که بازیگران از خیال تحقق یک هدف بزرگ در زمان کوتاه دست بردارند....

براندازان، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان درباره آمریکا اشتباه می‌کنند و عبرت هم نمی‌گیرند
 
 

یادداشت محمدجواد غلامرضاکاشی

ما خوب یاد گرفته‌ایم چگونه خود را همیشه تکرار کنیم. در مقابل تجربه مقاومت می‌کنیم، تا ویرانمان نکند. تلاش می‌کنیم تجربه‌ها را چنان مصادره کنیم که خود دست‌نخورده و ترک‌برنداشته برجا بماند. اگر هم ترک برداشت، سعی می‌کنیم به آن بی‌اعتنا بمانیم، باشد تا در یک تجربه موافق دیگر، آن را جبران کنیم.

هنوز نمی‌توان در باره مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا قضاوت کرد. اما تا همین‌ جا می‌توان تجربه ماه‌های گذشته را مرور کرد. آن را یک تجربه پیش‌روی همگان برشمرد، و از هرکس خواست نسبت به موضع‌گیری‌های خود بازاندیشی کند و به جای تکرار خود، خود را بازآفرینی کند.

وقتی ترامپ از برجام خارج شد، سه صدای بلند طنین‌انداز شد. اول صدای براندازان بود. تصورشان این بود که دیگر کار تمام است و نشستند و به بعد از جمهوری اسلامی اندیشیدند.

دوم، صدای برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب بود، آنها توصیه کردند اگر آب دست مسئولان است، زمین بگذارند و به شتاب به مذاکره با ترامپ تن در دهند.

صدای سوم، صدای اصولگرایان تندرو بود. آنها از مقاومت تمام‌عیار سخن گفتند. گفتند آمریکا به‌زودی در مقابل قدرت عظیم ایران عقب‌نشینی خواهد کرد و ایران را در آستانه یک پیروزی بزرگ بر همه قدرت‌های جهان و منطقه دانستند.

اگر مذاکراتی در جریان باشد، احتمالا این هر سه صدا تلاش می‌کنند خود را از زیر بار این اتفاق خشک و سالم و ترک برنداشته بیرون بیاورند.

براندازان سکوت می‌کنند، اما در دل امید می‌اندوزند که مذاکرات شکست بخورد و آنها دوباره بر طبل و سنج گذشته بکوبند. اصلاح‌طلبان احتمالا مدعی خواهند شد از اول درست می‌گفتند و شروع مذاکرات نشانه صدق ادعاهای آنان است. جناح مقابل را متهم می‌کنند که برای کشور هزینه بیهوده ساختند. اما اصولگرایان تندرو، مذاکره را بیهوده قلمداد می‌کنند، در دل امید می‌برند کار به جایی نرسد و حتی اگر دستشان رسید، اختلال هم می‌کنند.

به‌این‌ترتیب، رویداد نابهنگام و غیرمنتظره مذاکره میان ایران و آمریکا، تجربه‌ای خواهد بود که هیچ‌کس خود را به آب آن نمی‌زند. هرکس خود را تکرار می‌کند یکی با تاکید بر اهمیت آن، و دیگری با انکارش.

اگر مذاکره‌ای میان ایران و آمریکا جریان پیدا کند، براندازان باید تصدیق کنند، نظام بیش از آنچه فکر می‌کنند قدرت بازیگری در دوره‌های بحرانی دارد. می‌تواند با تکیه بر ریشه‌های اجتماعی و تمهیدات منطقه‌ای بیش از آنچه فکر می‌کنند ایستادگی کند. آمریکا هم در اعمال قدرت محدودیت دارد و هرچه بخواهد قادر به انجامش نیست.

اصلاح‌طلبان باید تصدیق کنند سیاست منحصر به گفتگو نیست. سویه جدالی سیاست را نباید فراموش کرد و سویه جدالی، نیازمند اعمال قدرت، بازیگری درست و مقاومت معقول است.

اصولگرایان تندرو هم باید بیاموزند هیچ قدرتی نامحدود نیست، و اعمال قدرت بدون توجه به محدودیت‌هایش، خنجر به پشت خود کوبیدن است.

ماجرای ما و آمریکا بعد از برجام، یک رویداد بزرگ سیاسی است. اما این تجربه به شرطی به یک تجربه پربرکت جمعی تبدیل خواهد شد که هریک از بازیگران دامن خود را به تجربه بیالاید، خیس شود و خود را بازآفرینی کند.

ظرفیت بازآفرینی را هنگامی می‌توان افزایش داد که بازیگران از خیال تحقق یک هدف بزرگ در زمان کوتاه دست بردارند.

“برانداختن جمهوری اسلامی” برای براندازان هدف بزرگی است. تحقق بخشیدن به یک “دمکراسی تمام‌عیار” برای اصلاح‌طلبان هدف است؛ و به کار آوردن یک رژیم “تماماً انقلابی” یا “تماماً اسلامی”، برای اصولگرایان تندرو هدف بزرگی است.

اما هرکدام با علم اهداف بزرگ، درصدد جابه‌جایی مردان قدرتی به جای مردان دیگر قدرتند. همه در به حساب نیاوردن مردم هم‌داستان خواهند بود. همه هم‌داستانند در تبدیل سیاست به چرخیدن در بر همان پاشنه پیشین. همه با فریاد تغییرات بزرگ، به تداوم یک منطق تکرارشونده کمک می‌کنند.

مردان سیاست ایرانی، به‌ندرت دست به چنین بازاندیشی‌هایی می‌زنند. همه خود را تکرار می‌کنند. اما مردم اینچنین نیستند. مردم خوب در آب تجربه‌ها خیس می‌شوند. حافظه‌هاشان فعال است. فاصله میان مفاهیم تکرارشونده و واقعیت‌های سترگ را مشاهده می‌کنند.

نمی‌توانند تجربه‌های زیسته خود را خوب بیان کنند. اما می‌دانند که در رسانه‌ها، حرف‌های مفت بسیار است. سخن متفاوتی نمی‌سازند، اما به سخن‌های موجود هم بی‌اعتنایی می‌کنند. این رازورمز فاصله میان مردم و صحنه متعارف سیاسی در ایران امروز است.

 

شما هم نظر خود را ارسال کنید