بحران جانشینی در صدا و سیما/ چه کسی رئیس سازمان صداوسیما می‏شود؟

شهریور ۲۶, ۱۳۹۸ ساعت: ۲۳:۲۹ ب.ظ 185 بازدید بدون نظر

«آیا عبدالعلی علی‏عسگری از سازمان صداوسیما می‏رود؟» این شایعه‏ای است که هرازچندگاهی سر زبان‏ها می‏افتد. دو سال پیش بود که زمزمه‏ی تغییر رئیس تلویزیون شنیده شد و حتی برخی کانال‏های تلگرامی و روزنامه‏ها نوشتند که عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، به‏زودی رئیس این سازمان می‏شود.

بحران جانشینی در صدا و سیما/ چه کسی رئیس سازمان صداوسیما می‏شود؟

 

«آیا عبدالعلی علی‏عسگری از سازمان صداوسیما می‏رود؟» این شایعه‏ای است که هرازچندگاهی سر زبان‏ها می‏افتد. دو سال پیش بود که زمزمه‏ی تغییر رئیس تلویزیون شنیده شد و حتی برخی کانال‏های تلگرامی و روزنامه‏ها نوشتند که عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، به‏زودی رئیس این سازمان می‏شود.

به گزارش سازندگی، خبری که در هیاهوی حمله‏ی تروریستی به رژه‏ی نیروهای مسلح در اهواز گم‏وگور و کمی بعد فراموش شد. اما حالا، درست در روزهایی که دو طیف از اصول‏گرایان سر اداره‏ی صداوسیما در حال جروبحث‏اند و نامه‏های کوتاه و بلند خطاب به همدیگر می‏نویسند و افشاگری می‏کنند باز هم خبر تغییر رئیس این سازمان شنیده می‏شود. شایعه‏ای که به‏نوعی نشان می‏دهد شاید این دعواها ربطی به تغییرات در این سازمان مهم و مؤثر و عریض‏و‏طویل داشته باشد.

اردیبهشت سال ۹۵ بود که رهبر انقلاب در حکمی عبدالعلی علی‏عسگری را به ریاست سازمان صداوسیما منصوب کردند. این تغییر در پی استعفای محمد سرافراز رخ داده بود. آن روزها مخالفت‏های درون‏سازمانی به عنوان دلیل استعفای سرافراز مطرح می‏شد و جنجال‏های یک کانال تلگرامی درباره‏ی شهرزاد میرقلی‏خان به حواشی دامن زده بود. حالا که سه سال از این تغییرات می‏گذرد و کتاب خاطرات سرافراز منتشر شده دلایل تازه‏ای برای استعفا مطرح شده. علی‏عسگری از مدیران کهنه‌کار تلویزیون بود که البته بیشتر سمت‏های آموزشی (مثل ریاست دانشگاه صداوسیما) و فنی (مثل معاونت توسعه و فناوری رسانه) در کارنامه‏اش به چشم می‏خورد.

به‏نظر می‏رسید که مدیری غیرسیاسی است و به‏دلیل آشنایی‏اش با فضای تلویزیون می‏تواند التهاب‏هایی را که در دوره‏ی سرافراز پیش آمده بود حل کند. بنابراین گروه‏های مختلف سیاسی از انتصاب او خوشحال شدند. حالا که حدود سه سال از شروع کارش گذشته کارنامه‏ی او قابل بررسی است و معلوم است که هم نقاط اوج دارد هم نقاط فرود، اما به‏نظر می‏رسد که علی‏عسگری عازم سمت تازه‏ای است و قاعده‏ی حضور ده‏ساله‏ی مدیران در رأس سازمان دچار تغییر شده است. شاید دلیل این گمانه‏زنی‏ها در حکمی است که رهبر انقلاب برای علی‏عسگری صادر کردند، رهبری در این حکم مثل سابق مدت ریاست رئیس سازمان را مشخص نکردند. بنابراین برخی به این فکر کردند که دوره‏ی کاری علی‏عسگری موقت و کوتاه‏مدت خواهد بود.

اولین گزینه‏ای که برای جایگزینی علی‏عسگری مطرح شد، سیدمحمد حسینی بود؛ وزیر فرهنگ و ارشاد دولت دوم محمود احمدی‏نژاد. حسینی بیشتر به‏دلیل مخالفت‏اش با خانه‏ی سینما شناخته می‏شود؛ او وزیری بود که دستور تعطیلی خانه‏ی سینما را صادر کرد و تا پایان حضور او در رأس وزارت، با وجود اصرار احمدی‏نژاد به حل مشکل، مانع از بازگشایی آن شد. بعضی هم او را با تعطیلی چند نشر و سخت‏گیری در انتشار کتاب و اجرای نمایش‏ها به‏یاد می‏آورند. اما این سابقه‏ی آشنای ماست وگرنه باید او را دقیق‏تر به‏جا آورد.

سیدمحمد حسینی از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق‌(ع) است که در سال ۱۳۶۸ در رشته‏ی معارف اسلامی و علوم سیاسی مدرک فوق‏لیسانس‏اش را دریافت کرد. در سال‏های بعد بود که به دانشگاه تهران رفت و دکترای خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی گرفت. حسینی به مدت ۴ سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و در مجلس پنجم نماینده‏ی مردم رفسنجان شد. او در مجلس پنجم از استیضاح‏کنندگان عطاالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود. اما اینها به معنی نداشتن رابطه با تلویزیون نیست؛ حسینی رئیس حوزه‏ی ریاست سازمان صداوسیما در دوره ریاست علی لاریجانی بوده است. این روزها او بیشتر در محافل فرهنگی فعال است و یکی از مخالفان سیاست‏های دولت حسن روحانی است و توئیت‏های آتشینی را هم در نقد دولت می‏نویسد.

حسینی البته همین چند وقت پیش انتصاب‏اش را به ریاست رادیووتلویزیون تکذیب کرد. اما او همیشه یکی از گزینه‏هایی است که در هر دوره‏ی تغییر، نام‏اش شنیده می‏شود. نکته این‏جاست که بعدِ انتصاب علی لاریجانی به ریاست تلویزیون در دهه‏ی هفتاد، سه رئیس بعدی همه از مدیران او بوده‏اند؛ افرادی که سابقه‏ی کار در ساختار تلویزیون را داشته‏اند و با وجود تضادهای فکری با یکدیگر، همکار هم بوده‏اند. حضور سیدمحمد حسینی میان نامزدها از این نظر مهم است، اینکه او به طیف مدیران قدیمی تلویزیون نزدیک بوده و هست و انتصاب او به این سمت در راستای همان الگویی است که از قبل دنبال می‏شده.

اما گزینه‏ی مهم و مطرح کسی نبوده و نیست جز علی فروغی؛ یکی دیگر از فارغ‏التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) که در رشته‏ی حقوق عمومی درس خوانده و این روزها ظاهراً در حال طی کردن دوره‏ی دکترا در دانشگاه آزاد است. سایت تابناک درباره‏ی او نوشته که «[فروغی] پسر باجناق [غلامعلی] حدادعادل» است.

اما این‏ موضوع فقط حاشیه‏ است! فروغی متولد سال ۱۳۶۷ است و این یعنی، از جوان‏ترین مدیران حال حاضر در صداوسیما و ای‏بسا تمام ساختارهای کشور است! فروغی کارش را با مجری‏گری در رادیو شروع کرده و بعدها به مستندسازی مشغول شده است. مدیر جوان تلویزیون، فرماندهی پایگاه بسیج، قائم مقامی بنیاد اندیشه‏های امام در نهاد رهبری دانشگاه‌ها و عضویت در شورای معارف صدا و شورای عالی کتاب بسیج را در کارنامه‏اش دارد. قبل انتصاب به مدیریت شبکه‏ی سوم سیما، او رئیس مرکز بسیج صدا و سیما شده و بعد، مدیریت مرکز تخصصی معاونت فرهنگی اجتماعی سازمان بسیج مستضعفین را برعهده گرفته است.

دوره‏ی ریاست او به دلیل حذف یکی از چهره‏های قدیمی تلویزیون با حواشی همراه شد؛ او جایگزین علی اصغر پورمحمدی شد که در اواخر دوره‏ی عزت‏الله ضرغامی از تلویزیون بیرون رفته بود و با ورود سرافراز دوباره مشغول به کار شده بود. اما مردم فروغی را بیشتر به دلیل تعطیلی برنامه‏ی نود می‏شناسند؛ مخالفان‏اش می‏گویند که او اهل تعامل نیست و نظمی پادگانی و دستوری را در ساختار شبکه‏ی سه تحمیل کرده است.

می‏گویند که او راه را برای ورود یک گروه خاص از اصول‏گرایان فراهم کرده است و این گروه احتمالا به مسئولین گروه‏ها و معاونین‏اش اشاره دارند که از حوزه‏ی هنری، خبرگزاری فارس و سایت رجانیوز به تلویزیون رفته‏اند. رویکرد این مدیران جوانِ اصول‏گرا توجه به مسائل روز است، اگرچه واکنش آنها ادامه‏ی همان مسیری است که همان خبرگزاری‏ها و سایت‏ها دنبال می‏کنند و ضد روشنفکری هستند.

این وسط فروغی بیشتر به دلیل راه‏اندازی دو برنامه مشهور شده، اول «برنده باش» محمدرضا گلزار که شایعات زیادی درباره‏ی دستمزد و درآمدزایی آن شنیده می‏شد و بعد از اعتراض آیت‏الله مکارم شیرازی تعطیل شد و دوم، برنامه‏ی «عصر جدید» که یک برنامه‏ی استعدادیابی بود. ظاهراً همین برنامه هم به انشقاق بین گروه‏های اصول‏گرا دامن زده؛ موافقان این برنامه از توجه به شهرستان‏ها و ساخت برنامه‏ی سرگرم‏کننده دفاع کرده‏اند و رویکرد شبه‏هالیوودی آن را جذاب دانسته‏اند و مخالفان‏اش روی وجه بی‏محتوایی و تهی بودن‏اش از معنا تأکید داشته‏اند. این وسط اگر سریال «گاندو» را هم اضافه کنیم تصویر دقیق‏تری از دوره‏ی یک ساله‏ی ریاست فروغی جلوی چشم ما ظاهر می‏شود، سریالی که هم دولت را وادار به اعتراض کرد، هم ظاهرا برخی فرماندهان عالی از بخش‏هایی از آن انتقاد کرده‏اند.

اما در عوض بخشی از جامعه‏ی اصول‏گرایی آن را نمونه‏ی یک کار دقیق و مورد انتظار از تلویزیون دانسته‏اند. فروغی البته جز اینها چند کار ویژه کرده؛ ظاهرا با ورود او بوروکراسی شبکه‏ی سه کاهش پیدا کرده است و دایره‏ی بسته‏ی تهیه‏کنندگان و فیلمسازان گسترده شده است. اما جدا از این ویژگی‏ها، شاید نکته‏ی مهم جوانی اوست، علی فروغی ۳۱ سال دارد و در موج جوان‏گرایی که در کشور به راه افتاده می‏تواند یک گزینه‏ی مهم و مطرح باشد.

اما آخرین گزینه یک چهره‏ی مهم فرهنگی است؛ احسان محمد حسنی که رئیس سازمان هنری رسانه‏ای اوج است. او هم یکی از جوانان طیف اصول‏گراست که از بهار سال ۱۳۹۰ کارش را در همین سازمان شروع کرد.

شهرت‏اش از بیلبوردهای شهری تهران در دوره شهرداری محمدباقر قالیباف بود که در سازمان اوج طراحی می‌شد. اما این سازمان بعدها مراکزی را برای گسترش کارش راه‏اندازی کرد؛ از مرکز هنرهای نمایش انقلاب اسلامی تا مرکز آوای انقلاب اسلامی و خانه مستند و…. عمده‏ی شهرت حسنی همکاری با ابراهیم حاتمی‏کیا در تولید فیلم‏هایش است. این سازمان از سال ۹۴ تا امروز تمام فیلم‏های حاتمی‏کیا را تولید کرده است.

ساخت سریال «پایتخت ۵» هم یکی از دستاوردهای این سازمان است، اگرچه کار عمده‏ی این سازمان تولید مستند است و ظاهرا شبکه‏ی افق صداوسیما با این سازمان روابط نزدیکی دارد. احسان حسنی در سال ۹۶ با حکم فرمانده‏ی سازمان بسیج مستضعفین رئیس موسسه‏ی روایت فتح هم شد اما یک سال بعد استعفا کرد. او در این یک سال تغییرات عمده‏ای را در این موسسه و توابع آن به وجود آورده بود که انتقادهای طیفی از اصول‏گرایان را هم برانگیخت. کارهای هنری و رسانه‌ای حسنی نوعی نوگرایی در جریان اصولگرایی بود. این روزها او دوباره در سازمان اوج مشغول فعالیت است و در دعوای اخیر میان اصول‏گرایان سر پخش سریال «عروس تاریکی» و مدیریت تلویزیون، حضور داشته است؛ اگرچه همین یکی دو روز پیش بود که از همه‏ی گروه‏ها خواست دست از منازعه بکشند. حسنی، مدیر جوانی است که طی هفت‏و‏نیم سال گذشته دوره‏ی پرماجرا و پرحاشیه‏ای را پشت سر گذاشته است.

همه‏ی این گمانه‏زنی‏ها بعدِ دعوای طیف فرهنگی جناح اصول‏گرایان پررنگ شده است؛ دعوایی که بیش از همه شیوه‏ی مدیریت این سازمان از دوره‏ی ریاست علی لاریجانی تا امروز را هدف گرفته است. هنوز مشخص نیست که آیا شایعه‏ی پایان دوره‏ی علی‏عسگری جدی است یا نه، ولی جایگزین او در هر زمانی قطعاً یک مدیر جوان از طیف اصول‏گرا خواهد بود.

شما هم نظر خود را ارسال کنید