نوشتاری از دکتر احمد ابویی

از کارمندی تا بازنشستگی

شهریور ۹, ۱۳۹۷ ساعت: ۲۳:۵۴ ب.ظ 940 بازدید بدون نظر
بازنشستگی دوران طلایی زندگی هر انسانی است. متاسفانه در کشور ما هیچ کس از بازنشستگی دل خوشی ندارد. تعداد زیادی از مدیران کشور تن به بازنشستگی نمی دهند و همچنان با دستانی لرزان و قرص هایی در جیب مصر خدمت به مردم هستند.

?نوشتاری از دکتر احمد ابویی

 

 

 

اول) فربه بودن دولت یکی از مشکلات اصلی حاکمیت در ایران است دلیل عمده بزرگی دولت اقتصاد وابسته به نفت و حجم بالای بروکراسی حاکم بر کشور است. این نقطه ضعف گاهی در بعضی دولتها به رسمیت شناخته شده و تلاش های بی سرانجامی نظیر خصوصی سازی برای رفع این مشکل اغاز شده اما در بعضی دولتها در پناه درآمدهای نفتی به فراموشی سپرده شده و با شعارهای پوپولیستی نظیر اشتغالزایی حتی بر تعداد حقوق بگیران دولت افزوده شده است.

بنار آمار سال ۹۵ تعداد کارکنان دولت در مجموع نزدیک به ۵/۲ میلیون نفر است که ۵۹% آنان مرد و ۴۱% درصد زن می باشد. حدود ۲۰۰ هزار مدیر دولتی در کشور داریم یعنی تعداد مدیران ایران با تعداد کل کارمندان کشور ژاپن برابر است.

دوم)بیش از یک چهارم هزینه های دولت صرف پرداخت حقوق کارمندان می شود.

این حقوق نفس هردولتی را بند می آورد.

میزان کار مفید در ایران در خوش بینانه ترین حالت در هر روز حداکثر ۲ ساعت و به عبارت دیگر ۱۱ ساعت در هفته است در حالی که ساعت کار مفید هفتگی در کشوری مثل ژاپن ۴۹ تا ۶۰ ساعت است.

گزینش های یک سویه و پایین بودن میزان حقوق و دستمزد یکی از دلایل پایین بودن بهره وری کار در ایران است. پایین بودن میزان دستمزد می تواند زمینه ساز بروز فساد در ساختار اداری کشور گردد. قطعاً این سیکل معیوب می تواند هر سیستمی را فلج نماید.

تجربه ناموفق خصوصی سازی که به خصولتی شدن متهی گردید حداقل، با شرایط موجود منتفی است امنیت و ثبات اقتصادی لازم برای جذب سرمایه خارجی در کشور حکمفرما نیست.

برای اصلاح این سیستم به مشاوره متخصصین بین المللی نیازمند یم الگو برداری از لهستان، تاچرسیم، چین، مالزی و… می تواند هر کدام نکته هایی را برای دولتمردان ما متذکر شود اما هر کشوری مقتضیات خاص خود را دارد و الگوی ثابتی از دیگر کشورها نمی تواند مشکلات ایران را حل نماید.

توقع حل این مشکل به صورت ضربتی غیر ممکن و برنامه ریزی یک دهه ای را طلب می نماید. رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری و مجلس و سیاست بازی ها مخل هر نوع برنامه ریزی می باشد و این مشکل هر روز حادتر وپیچیده تر می شود.

سوم)بازنشستگی دوران طلایی زندگی هر انسانی است. متاسفانه در کشور ما هیچ کس از بازنشستگی دل خوشی ندارد. تعداد زیادی از مدیران کشور تن به بازنشستگی نمی دهند و همچنان با دستانی لرزان و قرص هایی در جیب مصر خدمت به مردم هستند.

این مدیران طی ۴ دهه گذشته با روش ازمون و خطا در سطوح مختلف اجرایی از بخشداری گرفته تا فرمانداری، معاونت استانداری، استاندار، نماینده مجلس و در شورای شهر مشغول به خدمت بوده و هنوز هم خود را بیش از هر کسی محق و لایق تر می دانند و صد البته به خاطر شرایط خاص کشور مجبور به خدمت هستند.

دسته دوم افراد بیزار از بازنشستگی ,عامه مردم ,کارگران و کارمندان بازنشسته ای که از صبح فردای بازنشستگی باید به دنبال شغل دوم و سوم برای تامین مخارج زندگی خود باشند.

بازنشستگانی که در دهه پنج زندگی خود، هم قسمتی از درآمد خود را از دست می دهند هم منزلت اجتماعی آنان موجب تغییر اتی در زندگی انان می شود از طرفی باید پاسخگوی فرزندانی باشند که به دلیل شرایط اجتماعی و بالا رفتن سن ازدواج، هنوز در چتر حمایتی خود دارند و

آیا تابحال به ترکیب سنی گردشگران خارجی ایران دقت کرده ایید؟! تعداد زیادی از آنان در سن بازنشستگی هستند.

بازنشستگی در کشورهای توسعه یافته یعنی یک فرصت طلایی برای زندگی دوباره.

بازنشستگی یعنی زمانی برای مسافرت، پرداختن به علائق زندگی که سال ها فرصتی برای انجام آنها نبوده زمانی برای آموختن یک زبان جدید و اوغات فراغت

اما معنای بازنشستگی در ایران با تردید همراه است و نگرانی از تامین هزینه های زندگی، هزینه های درمانی و البته صندوق هایی که وضعیت خوبی ندارند.

کشور ما از نظر جمعیتی در شرایطی قرار دارد که در صورت ثبات اقتصادی و حضور بخش خصوصی می تواند بر بسیاری از مشکلات موجود فایق آید.

fu9634

شما هم نظر خود را ارسال کنید